سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٧ - ارتباط ذكر با عواطف و احساسات
گفتار پنجاهوپنجم
خاستگاه ذكر خدا و عوامل تقويتكنندة آن
ارتباط ذكر با عواطف و احساسات
در جلسة قبل بخشي از مناجات ذاكرين را بررسي كرديم. چنانكه گفتيم ذكر بهمعناي توجه مجدد به چيزي است كه انسان بدان معرفت دارد و سپس از آن غافل ميشود. آن يادكردي كه پس از غفلت به وجود ميآيد، يكي از كارويژههاي قلب است. پر واضح است كه منظور از قلب در قرآن و روايات و نيز در عرف، عضو جسماني صنوبريشكل درون سينه نيست؛ بلكه قوهاي است كه مركز ادراكات، عواطف و احساسات انساني است. گاهي ياد كردن تبديل به حالتي غيراختياري در انسان ميشود و اگر انسان بخواهد چيزي را از ياد ببرد، باز هم فراموشش نميكند و خودبهخود به ياد آن ميافتد. البته ما درصدد تحليل روانشناختي اين حالت نيستيم؛ اما بهاجمال ميتوان گفت هنگامي كه انسان تعلق خاطر فراواني به برخي از دانستههايش داشته باشد يا به سبب آنها رنج و ناراحتي شديدي به او دست دهد، اين محبت يا تنفر شديد باعث ميشود كه آن چيز در خاطر انسان بماند و از ياد او نرود. طبيعي است كه يادكرد مصائب و امور تنفربرانگيز ناراحتكننده است؛ اما گريزي از آنها نيست و اين حالت تقريباً غيراختياري است. در غير اين دو حالت، انسان گاهي به زحمت دانستههاي خود را به ياد ميآورد و