سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٨ - زهد و وارستگي از دنيا، زيبندة دوستان خدا
زهد در دنيا بهمعناي بياعتنا و بيرغبت بودن به دنياست، و زاهد کسي است که اعتنايي به آنچه از دنيا به دست ميآورد و يا از دست ميدهد، ندارد. زاهد گرچه از کار و تلاش دست نميکشد و در حد ضرورت از دنيا بهرهمند ميشود، درعينحال اعتنايي و رغبتي به دنيا ندارد. زاهد مصداق سخن خداوند است، آنجا که فرمود: لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ؛[١] «تا به آنچه از دست شما رفت، اندوه مخوريد و بدانچه به شما داد شادمان نشويد».
زهد مطلوب در اسلام، آن است که انسان براي انجام بهتر مسئوليتهاي خود، سادگي و گريز از تجمل را شيوة خود كند و به مظاهر پرزرقوبرق زندگي بياعتنا شود. بديهي است که اين طرز رفتار بهسبب پليد دانستن دنيا يا بهدليل فرار از مسئوليتهاي اجتماعي نيست؛ بلکه زهد در اسلام براي انجام بهتر مسئوليتها و غلبه بر گرايشهاي افراطي، و درجهت هدايت صحيح شيفتگي و دل نبستن به مظاهر زندگي مادي است. از اين رهگذر، زهد روح افزونطلب انسان را مهار ميکند و حالت خودباختگي دربرابر مظاهر زندگي دنيا را از بين ميبرد.
بنابراين زهد در اسلام با داشتن مال و رياست منافات ندارد. درواقع زاهد کسي است که مظاهر زندگي را بيش از حق و خداوند دوست نميدارد و اهداف الهي را قرباني اهداف دنيوي نميکند. او آخرت را اصل قرار ميدهد و دنيا را بهمنزلة فرع و وسيله و مقدمة آن ميجويد. با توجه به آنچه بيان شد، تفاوت زهد با رهبانيت ـ که در آيينهاي مسيحيت و بوديسم مطرح است ـ روشن ميشود؛ چراکه رهبانيت بهمعناي ترک دنيا، فرار از مسئوليتها و گريز از اجتماع است. چنين تفکري با روح اسلام سازش ندارد. ازنظر اسلام، همة مظاهر زندگي، ازقبيل مال، فرزند و رياست، ابزار تکامل و پيشرفتاند. همة
[١] حديد (٥٧)، ٢٣.