سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩ - راهكار انس يافتن به خدا و محبت ورزيدن به او
رحمت الهي و نعمتهاي گسترده در جهان هستي و ازجمله نعمتهاي معنوي هستند، ميتوانيم دريابيم كه خداوند داراي جمال و كمال است. درنتيجه بهتوسط آن آثار، محبت ما به صفات جمال و جلال و كمالات الهي معطوف ميشود، و با آنها از لذتْ سرشار ميگرديم. با اين معرفت حصولي، ما خداوند را ذاتي با همة صفات كمال ميدانيم. البته اولياي خاص خدا كه به قلههاي تعالي و كمال انساني راه يافتهاند، با علم حضوري خداوند را ميشناسند و به مرحلهاي از معرفت ميرسند كه با چشم دل، خداي متعال و صفات جلال و جمالش را مشاهده ميكنند.
راهكار انس يافتن به خدا و محبت ورزيدن به او
پس از آنكه به عظمت و اهميت محبت به خداوند و انس با او پي برديم، اين سؤال مطرح ميشود كه چرا برخي نسبت به اشخاص، محبت دارند و با آنها مأنوس ميشوند، اما براي كسب محبت به خداوند نميكوشند و در صدد انس يافتن به او برنميآيند؟ نشانة آنكه عدهاي انسي با خداوند ندارند، اين است كه با بيميلي چند دقيقه از وقتشان را صرف خواندن نماز ميكنند؛ نماز و گفتوگوي با خدا را بار سنگيني بر دوششان ميدانند و ميخواهند هرچه زودتر آن را از دوششان بردارند. خداوند در اشاره به كراهت و سنگيني انجام نماز براي افرادي با ايماني ضعيف و سستعنصر ميفرمايد: وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاّ عَلَى الْخَاشِعِين[١]؛ «و به شكيبايي و نماز [از خداوند] ياري خواهيد و اين [كار] هرآينه گران و دشوار است، مگر بر فروتنان خداترس».
حتي برخي كه اهل شركت در نماز جماعت هستند، سراغ امام جماعتي ميروند كه نماز را سريع بخواند؛ در نماز به انجام واجبات بسنده ميكنند و سريع آن را به اتمام ميرسانند تا به ساير كارهايشان بپردازند. ما وقتي به خود و آنچه در پيرامونمان هست
[١] بقره (٢)، ٤٥.