سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧ - اهميت و چگونگي محبت به خدا و انس با او
«خدايا، كيست كه شيريني محبتت را بچشد و جز تو كس ديگري را بخواهد و به او محبت ورزد و كيست كه به مقام قرب تو انس يابد و لحظهاي از تو روي گرداند»؟
در فراز اول مناجات، دو مطلب در قالب دو استفهام انكاري تبيين شده است: نخست اينكه اگر كسي شيريني محبت خداوند را چشيد و از لذت محبت او سرشار گرديد، ديگر سراغ جايگزيني براي وي نميرود و دل را در گرو محبت غير او قرار نميدهد؛ مطلب دوم اينكه اگر كسي به جوار خداوند بار يافت و به قرب معبود انس گرفت، حتي براي لحظهاي از حال و هواي انس به قرب الهي خارج نميشود. محبت خداوند بهقدري شيرين و پسنديدة ذايقة انسان است كه اگر كسي آن را بچشد، ديگر به دنبال چشيدن محبت غير او نميرود. انس با خداوند و قرب الهي بهقدري لذتبخش است و به انسان كمال و تعالي ميبخشد كه اگر كسي به قرب الهي بار يافت، حتي حاضر نيست لحظهاي توفيق نيل به آن را از دست بدهد. پس اگر كساني بهرهاي از محبت به خداوند ندارند، دلبستة غير او شدهاند و از خداوند دورند و به قرب او نائل نگشتهاند، ازآنروست كه شيريني محبت الهي را نچشيده و به اهميت و عظمت قرب او واقف نشدهاند.
در گذشته برخي افراد سطحينگر ميگفتند كه چون خداوند مجرد است و جسم ندارد و درنتيجه با حواس مشاهده نميشود، متعلق محبت انسان قرار نميگيرد. محبت انسان به كسي و چيزي تعلق ميگيرد كه دركشدني باشد. پس محبت دربارة خداوند حقيقتاً به رحمت الهي و نعمتهاي او، ازجمله بهشت تعلق ميگيرد و آن محبت بالعرض به خداوند نسبت داده ميشود. اين ادعا با آن دسته از آيات و روايات كه به محبت به خداوند تصريح دارند، سازگار نيست. از آن دسته آيات و روايات برميآيد كه يقيناً ميتوان خدا را دوست داشت و خداوند حقيقتاً متعلق محبت قرار ميگيرد. از آن آيات و روايات استفاده ميشود كه كساني به خداوند محبت دارند و از انس با معبود