سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٧ - درك لذت ياد خدا و فروگذاشتن لذت هاي مادي
بهشت برخي از حوريان از بهشتيان نزد خداوند شكايت ميكنند و ميگويند: «خدايا؛ تو ما را براي اين مؤمن بهشتي آفريدي؛ اما او هيچ توجهي به ما ندارد». چون آن بهشتيان چنان سرمست تجليات الهي ميشوند و از آنها لذت ميبرند كه در آن حال حتي حاضر نميشوند به حوريان بهشتي نيز نگاه كنند؛ چه رسد به اينكه در فكر كامجويي از آنها باشند. اگر همة زيباييهاي زنان عالم در يك زن گرد آيد، او در جمال و زيبايي بهپاي يك حوري نميرسد؛ آنوقت در بهشت كسي كه سرمست توجه به خدا و تجليات اوست، به چنين حوري دلربايي، كه سرآمد جمال و زيبايي است، اعتنا نميكند؛ چون او به لذت فراتري كه لذت انس با خداست دست يافته است؛ لذتي كه كامجويي از حوري در برابر آن بيمقدار است و براي او بسيار دشوار است كه از آن لذت متعالي صرفنظر كند و به لذت بردن از حوريان بهشتي سرگرم شود. كسي كه روحش از دلبستگيهاي مادي برهد، در لطافت و صفا و تعالي به مرحلهاي ميرسد كه پيجويي هر لذتي را، جز لذت ياد خدا، براي خود خسران و گناه ميداند و از آن استغفار ميکند. چنين شخصي معناي سخن امام سجادأَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لِذَّةٍ بِغَيْرِ ذِكْرِكَ.
استفادة ديگري كه از اين جمله ميشود اين است كه وقتي رابطة محبت و مودت بين دو شخص برقرار شود، محبت و عشق ايجاب ميكند كه تمام توجه عاشق به محبوب باشد؛ پس اگر به شخص ديگري نيز توجه داشته باشد، در حق معشوق و محبوب خود جفا كرده است. توقع و انتظار محبوب نيز اين است كه عاشق، تنها به او عشق بورزد. اگر توجه عاشق به غير محبوب خود نيز جلب شود، او دلش را كاملاً وقف معشوق خود نكرده است. كسي كه به غيرخداوند نيز محبت داشته باشد و درنتيجه از كاري بهجز ذكر و ياد خدا نيز لذت ببرد، در حق خداوند خيانت كرده و در محبتش به خداوند موحد نيست. موحد بايد دلش را به محبوب حقيقي اختصاص دهد و به غيرخداوند توجهي نداشته باشد؛ بهجز در مواردي كه خداوند فرمان داده است و مواردي كه وظيفه ايجاب ميكند كه به