سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٢ - جلوه هاي عشق و محبت به خدا و اولياي او
حضرت ابراهيمعليه السلام) از جمله مظاهر تام و كامل عشق به خداوند بود. وقتي خداوند او را خليل و دوست خود قرار داد، برخي از فرشتگان به يكديگر گفتند: «خداوند كسي را كه از نطفه پديد آمده است؛ خليل و دوست خود قرار داد و به او ثروت عظيم بخشيد». خداوند به فرشتگان وحي كرد كه وارستهترين فرشته را از ميان خود برگزينند. آنان جبرئيل و ميكائيل را برگزيدند و خداوند آن دو را بهصورت انسان به زمين فرستاد. آن روز حضرت ابراهيم همه گوسفندان خود را جمع كرده بود؛ چهآنكه، حضرت ابراهيم چهار هزار چوپان داشت و چهار هزار سگ گله كه در گردن هريك از آنان قلادهاي زرين آويخته بود؛ گوسفندان آن حضرت به چهل هزار ميرسيد و شتران و گاوان فراواني داشت. آن دو فرشته در دو سوي گلههاي حضرت ابراهيم ايستادند و يكي از آن دو، با صدايي زيبا و بلند گفت: سبوح قدوس؛ ديگري گفت: رب الملائكة والروح. حضرت ابراهيم با شنيدن نام معشوق خود چنان به وجد آمد كه مدهوش شد و وقتي به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتيد بازگوييد، نيمي از مالم را به شما ميبخشم. اين قضيه يك بار ديگر تكرار شد و سرانجام در مرتبة سوم گفت: اگر دوباره آن را بازگوييد، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اينجا بود كه فرشتگان به حكمت انتخاب خداوند پي بردند.[١]
مرتبة نازلتر چنين حالتي در ارتباط با اولياي خدا تحقق مييابد و بر اين اساس برخي چنان به اهلبيت(عليهم السلام) و از جمله به امام حسين(عليه السلام) عشق ميورزند كه وقتي نام آن حضرت را ميشنوند، مانند كسي كه هديهاي بزرگ و بيمانندي به او دادهاند، چنان خوشحال ميشوند كه در پوست خود نميگنجند. اين ويژگي روح انسان است كه وقتي دل به كسي سپرد، حاضر است هستي خود را تقديم او كند و از شنيدن نام معشوقش سرمست ميشود؛ چهرسد به اينكه خودش او را ببيند و با او انس گيرد. در ادبيات ديني ما و بهويژه در دعاها و
[١] مولا محسن فيض كاشاني، تفسير صافي، ج٢، ص٣٢٥ـ٣٢٦.