سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١١ - بندگي و عبادت نزد اولياي خدا
تا آنكه حضرت را در گوشهاي از خانه يافت كه دستها را بهسويِ آسمان بلند كرده و ميگريد و ميگويد:
الَلَّهُمَ لَا تَنْزَِعْ مِنِّي صَالِحَ مَا أ عْطَيْتَنِي أَ بَداً، أللَّهُمَّ لَا تُشْمِتْ بِي عَدُوّاً ولَا حَاسِداً أَ بَداً، أ للَّهُمَ وَلَا تَرُدَّنيِ فِي سُوءٍ اسْتَنْقَذَتْنِي مِنْهُ أَ بَداً، أ للَّهُمَّ وَلَا تَكِلْنِي إِلَي نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أ بَدا؛[١] «خدايا، نعمتهاي شايستهاي كه به من بخشيدهاي از من بازمستان. خدايا، دشمن و حسود را بر من شاد مگردان. خدايا، مرا در شر و بدي كه از آن نجاتم دادي بازمگردان. خدايا، يك لحظه مرا به خود وامگذار».
بندگي و عبادت نزد اولياي خدا
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در همان حال كه بهشدت ميگريست و ناراحت بود و قلبش آكنده از اندوه ميشد، سرشار از لذت و سرور بود. براي او كه بيش از هركس طعم محبت و انس با خدا را چشيده بود، لحظات گفتوگوي با خداوند بسيار لذتبخش بود. آنچه رضايت و خشنودي خداوند را فراهم ميساخت، باعث خشنودي او نيز ميشد؛ چون خداوند از اينكه بندهاش در نيمههاي شب بستر نرم و خواب راحت را رها كند و به عبادت و گفتوگوي با او بپردازد، خشنود ميشود. آن حضرت كه خواستهاي جز جلب رضايت معبود نداشت، پيوسته بهخصوص در نيمههاي شب به عبادت و نجواي با معبود ميپرداخت و از گريستن در فراق او لذت ميبرد. اگر فرد ديگري نيز به آن مرتبة متعالي معرفت به خداوند نائل شود و حقايق ملكوت عالم برايش هويدا گردد، دست از زخارف و لذتهاي پوچ دنيا ميكشد و حقيقت لذت و سرور را در عبادت و
[١] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج١٦، باب ٩، ص٢١٧ـ٢١٨، ح١١.