سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٣ - بندگي و عبادت نزد اولياي خدا
وصال و ملاقات و همجواري با يار و محبوبش لذت ميبرد كه شب تا صبح چشم بر هم نميگذارد و غرق تماشا و گفتوگوي با محبوبش ميشود.
حضرت در ادامه ميفرمايند: وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ لِمُحَبَّتِكَ، وَأفْئِدَتُهُم مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهَابَتِك؛ «و قلبهايشان از محبت تو آكنده شده و دلهايشان از هيبت و جلال تو از جا كنده شده است». در اين سخن دو حالت متضاد به دوستان خدا نسبت داده ميشود: حالت اول آنكه دلهايشان پر از محبت خدا گشته، و آنان با همة وجود دلبسته و دلسپردة اويند و در اين حالت رأفت و عطوفت خداوندي را دريافت ميكنند؛ حالت ديگر آنكه وقتي به حقارت و فقرشان مينگرند، در برابر هيبت و عظمت خداوند دلهايشان از جا كنده ميشود و البته اين دو حالت براي آنان لذتبخش است.
آنچه طي چند جلسة گذشته بيان شد، آثار و لوازم محبت به خداوند بود كه امام سجاد(عليه السلام) درخواست كردند. جا دارد كه ما در درجة اول از خداوند بخواهيم كه فهم مرتبه و عظمت محبت به خود و آثار و لوازم ارزشمند آن را به ما عنايت كند و پس از آنكه اين حقايق نفيس و ارزشمند را باور كرديم، توفيق دستيابي به آن مقامات متعالي، محور درخواستهاي ما از خداوند خواهد بود. اما كسي كه فهم و دركش در حد امور روزمرة زندگي و ظواهر دنيا متوقف مانده، و نيازهايش را منحصر به نيازهاي مادي ميداند، اگر فرصتي برايش فراهم شود كه درخواستي از خداوند داشته باشد، خواستهاش در دايرة ثروت، مقام و ساير امكانات مادي چون ماشين، خانة مناسب و همسر خواهد گنجيد و هرگز از خداوند، مقامات متعالي معنوي كه از درك آنها عاجز است، درخواست نخواهد كرد.