سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٣ - فضيلت ذكر و فراخوان خدا بِدان و كاستي هاي يادكرد ما از خدا
اكنون با توجه به ارزش و اهميت ذكر خدا و تأكيد خداوند بر آن، و اينكه حتي از ما خواسته است تا در بدترين حالات او را ياد كنيم، اين پرسش مطرح ميشود كه چرا امام سجاد(عليه السلام)ميفرمايند اگر فرمان خداوند نبود من خدا را منزه از ياد خود ميدانستم و بهتعبيرديگر، خجالت ميكشيدم كه او را ياد كنم؟ پاسخ به اين پرسش دو بخش دارد: بخش اول كه بدان اشاره شد، عبارت است از اينكه وجود و ظرفيت همة انسانها و حتي ظرفيت حضرات معصومين(عليهم السلام) محدود است و وجود آنها نقص و فقر ذاتي دارد. درنتيجه آنچه انجام ميدهند و آنچه ميگويند و مفاهيمي كه تصور ميكنند، همه محدود و متناسب با ظرفيت وجودي محدود آنهاست. پس آنچه از ظرفيت وجودي محدودِ ما انسانها برميخيزد، از جمله يادكرد ما از خدا، نميتواند متناسب با ذات نامتناهي خداوند و شايستة او باشد. حتي ياد پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امام معصوم(عليه السلام) شايستة مقام الهي نيست. جسم ما محدود است و روح ما نيز گرچه لطيفتر از ماده است، ازآنجاكه از همة كمالات و مراتب وجودي ديگر ارواح برخوردار نيست و اشرافي بر عوالم غيبي ندارد و از همه مهمتر مخلوق خداست، ناقص و محدود است. اين نقص و محدوديتْ ذاتي و تكويني، لازمة مخلوق بودن است و در نتيجة اين محدوديت، آنچه از اين موجود محدود سرميزند شايستة وجود نامتناهي و غني بالذات نيست. بر اين نقص و محدوديت نميتوان خرده گرفت؛ زيرا اساساً نقص و محدوديتْ لازمة هر مخلوقي است.
بخش دوم پاسخ، به كاستيها و نقصهاي اختياري و بيتوجهي ما و عدم درك بايستة ذكر خدا مربوط ميشود. گاه ما ذكر خدا را بدون توجه بر زبان جاري ميكنيم و التفاتي بهمعناي آن نداريم. ازآنجاكه سفارش شده كه براي نمونه ذكر «لا اله الا الله» را صد بار بگوييم، براي رسيدن به ثواب و پاداش، آن ذكر را ميگوييم؛ اما اين ذكر، لقلقة زبان است و حالِ ما در هنگام بيان آن تفاوتي با هنگامي كه الفاظ ديگري را ادا ميكنيم، ندارد. البته اين ذكر گرچه بدون توجه بهمعناي آن بيان شود، ارزشمند است و ثواب