سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٥ - درك لذت ياد خدا و فروگذاشتن لذت هاي مادي
امور عادي زندگي ميپردازد. چنانكه يك پزشك و هر انسان متشخصي حاضر نميشود خود را به بازيهاي بچگانه سرگرم كند و از بازي با عروسك شرم ميكند، كساني كه سطح معرفت و ايمانشان والاست، خجالت ميكشند به كارهايي بپردازند كه ما آنها را براي خود مهم و ارزشمند ميدانيم؛ زيرا آنان آن كارها و تلاش براي رسيدن به خيلي از خواستههايي را كه ما داريم، بچگانه و زشت ميشمرند.
كسي كه خداشناس است و ميتواند با خداوند همنشين گردد، حاضر نميشود كه به خانه، ماشين و ساير امكانات زندگي دلبستگي داشته باشد و دلبستن به ماشين و يك مشت سنگ و آهن را بچگانه و فروتر از شأن خود ميداند. چطور كسي كه بايد دلش را كانون توجه به خدا و محبت او قرار دهد، حاضر ميشود محبت مشتي آهنپاره و سنگ و آجر جامد را در دل جاي دهد؟ بزرگي ميگفت دلهاي بيشتر ما اصطبل اسب و الاغ و يا پاركينگ ماشين است. در گذشته كه از اسب و الاغ استفاده ميكردند، كساني كه به آن حيوانات علاقه نشان ميدادند و احساس دلبستگي ميكردند، درواقع دلشان را اصطبل آن حيوانات قرار داده بودند و امروزه اگر كسي به ماشين نو و لوكس خود علاقه و دلبستگي نشان دهد و حاضر نشود كه خطي به آن بيفتد، مثل آن است كه دل خود را پاركينگ آن ماشين قرار داده باشد.
درك لذت ياد خدا و فروگذاشتن لذتهاي مادي
ما بايد در خود بنگريم كه به چه چيز دل ميببنديم و بدانيم ارزش و بهاي ما در حد همان چيزي است كه بدان دل بستهايم. كسي كه به معرفت الهي نائل شود و حقايق را بشناسد و به شأن و مقام الهي و انساني خود آگاه شود و دريابد كه كارهاي فروماية دنيوي متناسب با شأن و ارزشي كه خداوند به او بخشيده نيست و توجه يابد كه حيف است ذهن و فكر خود را صرف امور پوچ دنيايي كند، از اينكه وقت و عمر خود را