سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤ - طريق انس يافتن اولياي خدا با معبود خويش
نعمتها، تمركز بر توجه به خدا و نعمتهايش را به آن معرفت ضميمه كند و بكوشد به غير او توجه نداشته باشد، براي نمونه در نماز حضور قلب داشته باشد و توجهش بر عبادت خداوند متمركز شود و با كوشش از پراكندهنگري و مرور هوسها و خواستههاي غيرالهي در ذهنش خودداري كند، آن توجه، اثر فراواني در جذب او به خداوند و ايجاد محبت خالص به آن معبود بيهمتا دارد.
طريق انس يافتن اولياي خدا با معبود خويش
آنچه گفته شد، سادهترين و عموميترين راه براي توجه به خداوند و محبت ورزيدن به اوست كه بر اساس آن، انسان به نعمتها و خوبيهايي كه خداوند در حقش روا داشته است توجه ميكند و براي سپاس و تشكر، محبت به خداوند را در دل خويش پديد ميآورد. اما بندگان خاص خدا تنها از طريق توجه به نعمتهايي كه خداوند در اختيارشان نهاده است و شناخت صفات افعالي خداوند، آنهم صفاتي كه انسان از منافع و مواهبشان بهرهمند ميشود، به خداوند توجه نمييابند؛ بلكه آنان برخلاف نوع انسانها كه تنها به درك بخشي از صفات افعالي كه ارتباط مستقيم با آنها دارد نائل ميگردند، به درك ذات و صفات جمال و جلال الهي نائل آمدهاند و پس از معرفت عميق و لطيفشان به عظمت ذات خداوندي و كمالات نامتناهي او، بدان سبب كه خداوند كمال و جمال محض، و از هر نقصي منزه است به او عشق ميورزند، نه ازآنرو كه خداوند نعمتهايي را در اختيارشان نهاده است.
در محبتهاي انساني نيز گاهي به كسي ازآنرو كه داراي كمالات، نبوغ، هنر و صفات ارزشمندي است، توجه ميكنند و آن صفات و ويژگيها عامل محبت ورزيدن ديگران به او ميشود، نه خدمات و خوبيهاي او؛ مثلاً وقتي ما در كتابها ميخوانيم كه حاتم طايي در بخشش و سخاوتمندي سرآمد بود و دارايياش را به ديگران