سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥ - طريق انس يافتن اولياي خدا با معبود خويش
ميبخشيد، بدو علاقهمند ميشويم؛ بااينكه ما او را نديدهايم و خدمت و منفعتي از او به ما نرسيده است. ازاينروست كه شخصيتهاي برجستة جهان، در همة ادوار تاريخي، مورد محبت و علاقة ديگران قرار ميگيرند. نمونه و سرآمد شخصيتهاي برگزيده و الهي، امير مؤمنان(عليه السلام) است. برخي ازآنرو كه آن حضرت، تجسم عدالت بود و در دوران حكومت خويش، عدالت را در عاليترين سطح به اجرا درآورد و به دستگيري فقرا، يتيمان و طبقات ناتوان و مستضعف جامعه ميپرداخت، به او عشق ميورزند؛ بااينكه آنان زمان آن حضرت را درك نكردهاند تا از نتايج عدالتورزي و انفاق و خدمات عمومي ايشان بهرهمند شوند. البته پرواضح است كه نور هدايت و ثمرات وجودي آن حضرت، جاودانه است و همواره دوستداران ايشان را بهرهمند ميسازد و صفات متعالي آن حضرت و ازجمله عدالت علوي كه در فرزند خلف ايشان، حضرت بقيةالله الاعظم٤تجلي يافته است، هماينك و بهخصوص در عصر ظهور آن منجي بشر، ظهور تام خواهد يافت.
بيترديد محبتي كه در پيِ تفكر دربارة صفات و كمالات كسي ازجمله خداوند، در انسان پديد ميآيد، خالصانهتر و ارزشمندتر از محبتي است كه به سبب برخورداري از منافع و خدمات او به وجود ميآيد؛ محبت نوع اول، پاياتر و موجب حمد و سپاس، و محبت نوع دوم، برانگيزانندة شكر است. در پرتو چنان محبت خالصانه و بيشائبه و بيتوقعي، اولياي خدا به حقايق و معارف ناب و انوار الهي نائل ميشوند.
هر اندازه معرفت انسان به خداوند افزايش يابد، محبتش به او بيشتر ميشود. اين معرفت از شناخت آن دسته افعال الهي كه ارتباط مستقيم با انسان دارد، آغاز ميشود و سپس متوجه ساير افعال الهي ميگردد و درنهايت به صفات جلال و جمال و رحمت عام و خاص او تعلق مييابد. فراتر از اين مرحله، مرحلة تجريدي و انتزاعي معرفت به خدا قرار دارد كه خاص اوليا و دوستان ويژة خداوند است. صاحب چنين معرفتي،