سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢١ - روابط خاص خداوند با دوستان خود
درحاليكه انسان ميتواند با محبت به خداوند و ارتباط با او و بهرهگيري از عنايات و الطافش به عاليترين مقامات نائل شود و لذت واقعي را در انس به خداوند و ياد او بيابد، اما برخي عمري را در غفلت و گمراهي سپري ميسازند؛ بهجاي اينكه قدم در راه خدا نهند و مرحلهبهمرحله به كمال و تعالي نزديك گردند، خود را به چيزهايي مشغول ميسازند كه آنان را از خداوند دور ميكند و با هر قدمي كه برميدارند و هر انديشهاي كه به ذهنشان راه مييابد، حجاب بين خود با خدا را گستردهتر ميسازند و بيشتر در وادي غفلت و گمراهي غوطهور ميگردند. بيترديد اگر اين دسته دريابند كه دوستان خدا به چه مراحلي از تعالي و كمال رسيدهاند و به چه لذتهايي دست يافتهاند كه تصورش براي ما دشوار است، بر عمر بر باد رفتهشان، سخت پشيمان خواهند شد. قلبي كه ميتواند جلوهگاه نور خدا و عشق به او شود، نسزد كه صرف امور پوچ و گاهي صرف كارهاي حرام گردد و باعث شود انسان در دنيا از فيوضات رحماني و عنايات الهي محروم گردد و در آخرت به عذاب ابدي گرفتار شود.
بههرحال، براي اينكه ما دستكم درك مبهمي از مسائل معنوي و ارتباطات خداوند با بندگان خاصش داشته باشيم، بايد از تعابيري كه در دعاها و مناجاتها و ازجمله اين مناجات آمده و در آنها به انوار و تجليات الهي اشاره شده، استفاده كنيم. بنگريم كه آن چه نوري است كه وقتي خداوند در دل دوستانش ميتاباند، آنان را بيتاب ميسازد و چنان لذتي را در كام جانشان مينشاند كه براي درك لحظهاي از آن حاضرند همة عمر به انتظار بنشينند؛ چنانكه مجنون از شب تا صبح منتظر ميماند تا برقي از خانة ليلي بجهد و او را سرشار از لذت و سرور سازد. دربارة مرحوم كلباسي، از بزرگان و علماي اصفهان، آمده است كه ايشان همة شبها را احيا ميگرفت تا شب قدر را درك كند؛ چون او از شب قدر نوري را دريافته و در آن شب انسي با خدا برقرار كرده بود كه حاضر بود همة شبها را نخوابد تا آن نور را