سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٢ - ارتباط دوسوية محبت و معرفت
نكتة ديگر آنكه، همة انسانها از نعمتها و امكانات مادي و دنيوي، مانند لذتهاي جنسي، خوردنيها، آشاميدنيها، رفاه و راحتي برخوردار ميشوند و مؤمن و كافر دراينزمينه مشتركاند. چهبسا بهرهمندي كفار از اين نعمتها بيشتر نيز باشد. حتي حيوانات نيز از اين نعمات برخوردارند. پس اين نعمتها براي انسان كمال بهشمار نميآيد، و زيبندة مؤمن نيست كه درخواستهاي او محدود به اين امور باشد. اگر درخواستها و نيازهاي ما منحصر به خانة خوب، همسر خوب، خودروي عالي و پست و مقام باشد، پس چه فرقي بين ما و كفار هست؟ آيا ما از نعمت اسلام و ايمان و معرفت اهلبيت(عليهم السلام) و ولايت آنها برخوردار شدهايم كه به اين امور پوچ و فاني بسنده كنيم و از نيازهاي متعالي غافل بمانيم؟ ازاينرو، امام(عليه السلام) در فراز دوم مناجات از خداوند درخواستهاي متعالي دارند و به ما نيز ميآموزند كه چنان درخواستهايي داشته باشيم. حضرت از خدا درخواست ميكنند كه ايشان را در زمرة كساني قرار دهد كه آنان را رهين لطف و عنايت خود قرار داده، و با توفيق الهي ريشههاي اشتياق به خدا در سينههايشان ريشه دوانيده است. اين ويژگي و ديگر ويژگيهايي كه امام(عليه السلام) دربارة بندگان واصل به خدا و محبت متعالي آنها بيان ميكنند، نشاندهندة ارتباط معرفت با محبت، و تأثير متقابل آن دو بر يكديگر است.
ارتباط دوسوية محبت و معرفت
اكنون اين پرسش مطرح ميشود كه آيا محبت موجب و برانگيزانندة معرفت است؛ يا برعكس، معرفت برانگيزاننده و موجب محبت به خداست؟ همانند اين پرسش دربارة ايمان و عمل نيز مطرح است: آيا ايمان به خدا موجب انجام عمل صالح ميشود، يا برعكس؟ پاسخ اين است كه آن دو تأثير متقابل بر يكديگر دارند. هم ايمان موجب انجام عمل صالح ميشود و هم عمل صالح، ايمان انسان را ارتقا ميبخشد. همچنين