سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤١ - لذت هاي برين، فرامادي و فراحيواني اولياي خدا
گوشه و كنار، كساني باشند كه تأثير بپذيرند و خداوند شايستگي و قدرت فهم آنها را به ايشان عنايت كند و درنتيجه، آنها به مطلوب و مقصود خود دست يابند؛ چنانكه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ اِليَ مَنْ هُوَ أفْقَهُ مِنْه؛[١] «بسا كسي حامل فقه است براي كسي كه او افقه و داناتر از اوست».
در آغاز مناجات، امام(عليه السلام) فرمودند كه بشر از معرفت تو ناتوان است. در توضيح اين سخن، گفتيم كه معرفتِ كنه ذات و صفات الهي محال است و هرچه بشر بكوشد، نميتواند به آن مرتبه از معرفت دست يابد. زيرا بشر محدود است و معرفت كنه ذات و صفات خداوند بهمعناي احاطه بر خداوند است؛ حالآنكه احاطة محدود بر نامحدود و نامتناهي محال است و آن علم، تنها به خداوند اختصاص دارد. حتي اشرف مخلوقات، يعني رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نيز نميتواند به مقام معرفت كنه خداوند راه يابد. با توجه به اينكه چنين معرفتي براي انسان محال و تحققنايافتني است، امام(عليه السلام) آن را از خداوند درخواست نميكنند و معترفاند كه تنها خداوند علم احاطي به ذات و صفات خود دارد.
البته اظهار ناتواني از درك معرفت كنه خداوند بدان معنا نيست كه انسان به دنبال معرفت خداوند نرود و اگر مرتبة معرفت نامتناهي و نامحدود خدا براي ما حاصل نميشود، نبايد از مراتب متناهي و محدود معرفت خداوند چشم بپوشيم. برعكس؛ بايد بكوشيم با ارتقاي ظرفيت خود، مراتب معرفت الهي را پشت سر نهيم و به عاليترين رتبة معرفت الهي كه براي بشر ممكن و ميسور است دست يابيم. اگر انسان بهطور كلي در پي معرفت نرود و به معرفت ميسور دست نيابد، چه فرقي بين او و حيوان، و نيز چه فرقي بين مؤمن و كافر وجود دارد؟ پس درهرصورت ما بايد بكوشيم تا راهي براي معرفت خدا بجوييم و معرفت حصولي و حضوري خويش به خداوند را در حد ميسور افزايش دهيم.
[١] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج٢، ب٢١، ص١٦٤، ح١٧.