سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٨ - حقيقت لذت
حقيقت لذت
در جملة اول اين فراز، امام از هر لذت غيرالهي و هر لذتي كه از غير ذكر خدا حاصل شده است، استغفار ميكند و از خداوند درخواست عفو و بخشش دارد. در تعريف لذت گفتهاند كه آن عبارت است از ادراك هر امر ملايم و سازگار با طبع و در مقابل، الم و رنج عبارت است از ادراك هرآنچه مخالف با طبع است. توضيح آنكه، انسان قوايي دارد كه هريك نيازهايي دارند و وقتي آن نيازها تأمين ميشود، براي انسان حالت دروني خاصي پديد ميآيد كه به آن لذت گفته ميشود؛ اين حالت همان ادراك به دست آوردن چيزي است كه ما بدان ميل داريم. اين لذت دروني عامل تحرك و اقدام انسان براي دستيابي به نيازهاي مادي و معنوي و كمالات خويش است. بهعبارتديگر، لذت از يك نظر انگيزة فعاليت و تلاش در زندگي، و ازنظر ديگر نتيجه و ثمرة آن است ـ چون انگيزه علت غايي رفتار است و ازحيث تصور، علت غايي مقدم است و در تحقق خارجي، مؤخر و عبارت از نتيجه و ثمرهاي است كه بر رفتار مترتب ميگرددـ و ازنظر آخر ميتوان لذت را كمال نسبي براي موجودات ذيشعور دانست؛ زيرا صفتي است وجودي كه آدميان استعداد واجد شدن آن را دارند.[١]
لذت را به خداوند نيز نسبت ميدهند؛ اما چون او كمال مطلق و نامتناهي است و از هر نقصي مبرّاست، آن لذت از نقايص مادي و امكاني تهي است؛ چون لذت همان كمال وجودي براي درككننده است و اگر از لوازم و نقايص امكاني تجريد شود، ميتوان آن را به خداوند نيز نسبت داد. همچنين دربارة خداوند تعددي ميان لذتبرنده و موجود لذتبخش نيست و آنچه خداوند از آن لذت ميبرد ذات مقدس خودش است، نه چيزي بيرون از ذات او. البته در مورد خداوند بهجاي واژه «لذت» از واژة
[١] محمدتقي مصباح يزدي، بهسوي خودسازي، ص٨٣ـ٨٤.