سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٠ - حكمت وجود لذت و سير تدريجي احساس لذت
صاحب درك و شعور، براي بقاي خود نيازمند موادي هستند كه بايد آنها را جذب كنند و اگر پس از جذب آن مواد و تأمين نيازهاي خود لذت نبرند، انگيزهاي براي تأمين آنها ندارند و درنتيجه نيازشان برطرف نميشود. براي نمونه، اگر حيوان گرسنه احساس گرسنگي و كمبود نكند و از غذا خوردن نيز لذت نبرد، غذا نميخورد و درنتيجه اين نياز او برطرف نميشود. اگر وقتي ما گرسنه ميشويم احساس گرسنگي نكنيم و پس از آنكه كمبود ناشي از گرسنگي برطرف شد، از غذا خوردن لذت نبريم، براي تأمين غذا و خوردن آن اقدام نميكنيم. اگر احساس گرسنگي و كمبود و رنج ناشي از آن و نيز لذت ناشي از رفع گرسنگي در ما نبود، چهبسا بسياري از افراد فراموش ميكردند كه غذا بخورند و درنتيجه از بين ميرفتند. اگر لذتهاي حيواني نبود، زندگي انسانها مختل ميشد و آنان از فعاليت بازميايستادند؛ چون بيشتر فعاليتهاي انسانها براي تحصيل لذت شكم و ديگر لذتهاي حيواني انجام ميشود. بههرحال حكمت الهي دربارة موجودي كه كمبودها و نيازهايي دارد و لازم است بهگونهاي درصدد رفع آنها برآيد، ايجاب ميكند كه در آن موجود احساس كمبود و رنج و ناراحتي از آن كمبود پديد آيد و آنگاه وقتي درصدد تأمين نياز خود و آنچه ملايم با وجودش است برآمد، احساس لذت كند.
شكي نيست كه بهحسب قواي گوناگون انسان، لذتها متفاوت است و متناسب با هريك از قوا و ادراكات لذت خاصي به انسان دست ميدهد. با لحاظ اينكه قواي ادراكي كمكم در انسان بروز مييابند و ممكن است قوهاي در شخصي به فعليت رسيده باشد و در ديگري به فعليت نرسيده باشد، لذتها بهتدريج و همراه با به فعليت رسيدن استعدادها و قواي انسان ادراك ميشوند.[١] با مروري بر لذتهايي كه انسان در طول
[١] محمدتقي مصباح يزدي، همان، ص٨٦.