سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٩ - جلوه هاي معرفت فطري انسان ها به خدا در قرآن و روايات
موجوداتي ريز حضور داشتهايم، و نه ميثاق بندگي خدا و شهادت بدان را به ياد ميآوريم، و نه ظرف زماني و مكاني چنان شهادت و ميثاقي را، در عين حال، سخن از رويارويي انسان با خدا و ميثاق با او مطرح ميشود. تازه خداوند ميفرمايد كه ما از شما ميثاق گرفتيم و شما را به شهادت طلبيديم تا در قيامت ادعا نكنيد كه ما از بندگي خدا غافل شديم و راهي براي شناخت خدا نيافتيم.
جلوههاي معرفت فطري انسانها به خدا در قرآن و روايات
براي رفع ابهامات و سؤالاتي كه در مورد اين آيات وجود دارد، مفسران و متكلمان و اهلحديث هم دربارة اين آيات و هم روايات همسو با آنها، مباحث گوناگوني ارائه دادهاند و نوعاً نتوانستند پاسخ مناسبي براي ابهامات و سؤالاتي چون اين سؤال كه آن شهادت چه فايدهاي دارد و ويژگيهاي عالمي كه شهادت در آن انجام گرفته چيست و نيز سؤال دربارة اينكه چرا ما آن را به ياد نميآوريم، پيدا كنند. به نظر ميرسد كه بهترين راهحل ابهامات اين است كه از آية شريفه بهروشني به دست ميآيد كه هر انسان، نوعي معرفت به خداي يگانه دارد كه ميتوان از كيفيت حصول آن بهاينصورت تعبير كرد كه خدا به آنان فرمود: بَلي شَهِدْنا، و اين گفتوگو بهگونهاي واقع شده كه جاي عذر و ادعاي خطا در تطبيق را باقي نگذاشته است. ازاينرو، انسان در روز قيامت نميتواند بگويد كه با ربوبيت الهي آشنا نبوده است، يا نميتواند پيروي از پدران و پيشينيان را بهانة شرك و كجرَوي قرار دهد. به نظر ميرسد كه چنين مكالمة حضوري و عذربراندازي كه خطاي در تطبيق را هم نفي ميكند، جز با علم حضوري و شهود قلبي حاصل نميشود و بهدليل اشتغال ما به امور دنيوي، آن علم حضوري در ساحت ناآگاهانة روح ما پنهان شده است و گرچه ما اكنون علم حضوري آگاهانه به آن شهادت و ميثاق نداريم، اما پرتوي از آن علم حضوري و