سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٧ - زهد و وارستگي از دنيا، زيبندة دوستان خدا
زهد و وارستگي از دنيا، زيبندة دوستان خدا
اگر انسان به آفات، گرفتاريها و سختيهايي که در دنياست بنگرد و بهويژه اگر ايمان به سراي آخرت و بهشت داشته باشد که عاري از آن آفات و گرفتاريهاست و سپس اين دنيا را با بهشت بسنجد، فريفتة لذتهاي محدود اين دنيا که همراه با رنجها، سختيها و گرفتاريهايند نميشود و در دنيا زهد و وارستگي از دنيا را پيشة خود ميسازد؛ همان مقام زهد و وارستگياي که امام(عليه السلام) در مناجات خود از خداوند درخواست ميکنند:
إِلَهِي فَزَهِّدْنَا فيهَا وَسَلِّمْنَا مِنْهَا بِتَوفِيقِکَ وَعِصْمَتِکَ، وَاْنزَعْ عَنَّا جَلابِيبَ مُخَالَفَتِکَ، وَتَوَلَّ أُمُورَنَا بِحُسْنِ کِفَايَتِکَ، وَأَوْفِرْ مَزِيدَنَا مِنْ سَعَةِ رَحْمَتِکَ، وَأَجْمِلْ صِلاتِنَا مِنْ فَيْضِ مَوَاهِبِکَ؛ خدايا! به توفيق و نگهداري خود، به ما زهد و بيرغبتي به دنيا عطا کن؛ و ما را از شر دنيا سلامت بدار؛ و جامههاي عصيان و مخالفت با خود را از ما بر کن؛ و با حسن کفايت و تدبيرت، خود عهدهدار کار ما باش؛ و از رحمت بيانتهايت بر عطاي هميشگي به ما بيفزاي؛ و از موهبتهاي فيض و بخششت، انعام ما را بهتر و بيشتر ساز.
«زهد» و «زهاده» در لغت بهمعناي اعراض و رغبت نداشتن به چيزي است، و نقطة مقابل آن، رغبت و حرص است. در قرآن خداوند با اشاره به زهد و بيرغبتي فروشندگان يوسف(عليه السلام) نسبت به آن حضرت، ميفرمايد:
وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ؛[١] «و او را به بهايي اندک، درهميچند، فروختند و به او بيرغبت بودند».
[١] يوسف (١٢)، ٢٠.