سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٧ - تجلي اعتصام به خدا در زندگي دوستان خدا
حاجت نزد خداوند، به اسما و صفات الهي که متناسب با رفع آن حاجت است، تمسک و توسل ميجويد تا درياي رحمت الهي را به تلاطم آورد. پس از اين توضيحات اکنون قسمتي از مناجات معتصمين را مرور ميكنيم.
تجلي اعتصام به خدا در زندگي دوستان خدا
أَ وَيا مُنْجِيَ الْهَالِکيِنَ وَيَا عَاصِمَ الْبَائِسينَ وَيا رَاحِمَ الْمَسَاکِينَ وَيَا مُجيِبَ المُضطَرِّينَ وَيا کَنْزَ الْمُفْتَقِرِينَ وَيا جَابِرَ الْمُنکَسِرِينَ؛[٢] وَيَا مَأْوَي الْمُنْقَطِعِينَ وَيَا نَاصِرَ الْمُسْتَضْعَفِينَ وَيَا مُجِيرَ الْخَائِفِينَ وَيا مُغِيثَ الْمَکْرُوبِينَ وَيَا حِصْنَ اللاجِينَ؛ خدايا، اي پناهبخش پناهآورندگان و اي نجاتبخش بههلاکتافتادگان و اي نگاهدار بيچارگان و اي رحمکننده به حال بينوايان و اي اجابتکنندة دعاي پريشانان و بيچارگان و اي گنج فقيران و تهيدستان و اي جبرانکنندة دلشکستگان و اي مأوا و پناهدهنده به وانهادهشدگان از کسان، و اي ياريکنندة ضعيفان و اي پناه ترسناکان و اي فريادرس ستمديدگان و اي حصار محکم پناهآورندگان.
انتخاب تعابير مزبور در آغاز مناجات، متناسب با حال کسي است که از غير خدا نااميد شده و با همة وجود، خود را محتاج خداوند ميداند و رو بهسوي او آورده و با نهايت ذلت و درماندگي و با اعتراف به فقر و ناداري و بيچارگي خود ميکوشد که درياي
[١] گاهي براي چند واژة عربي تنها يک معادل در زبان فارسي وجود دارد؛ چنانکه واژگان «لائذ»، «معاذ» و «لاجئ» همگي در زبان فارسي به «پناه بردن» ترجمه ميشوند؛ درصورتيکه آن واژگان گرچه در زبان عربي مرادف هم هستند، هريک داراي ويژگي خاصي هستند که در کتابهاي فقه اللغه ذکر شده است. [٢] «جابر» از «جبر»، بهمعناي شکستهبندي، گرفته شده و بهمعناي شکستهبند يا کسي است که کمبودها و شكستها را جبران ميکند. «منکسر» نيز کسي است که دلش شکسته است يا مشکلات و گرفتاريها شرايط بدي را براي او رقم زدهاند.