سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٦ - توجه انسان به حاکميت مطلق خدا در شرايط خاص
ميکنند و از ديگر سوي بهشدت خسته شدهاند و ياراي مقاومت ندارند و نزديک است که دستشان از آن تکهسنگ رها شود. در چنين وضعيتي که کسي به ياريشان نميشتابد، متوجه خداوند ميشوند و از او ميخواهند که آنان را از آن مهلکه نجات دهد.
در گرفتاريها و مشکلات ديگر زندگي نيز که گاهي آبروي انسان در خطر قرار ميگيرد و يا انسان دچار بيماري ميشود و پزشکان تشخيص ميدهند که بيماري او درماني ندارد، وقتي انسان مضطر و درمانده گشت و اميدش از غير خداوند قطع شد، روزنة اميدي بهروي او گشوده ميشود و به خداوند توجه مييابد و از او درخواست ياري ميکند. خداوند دوست دارد که انسان همواره در زندگياش به او توجه و اعتصام داشته باشد و حتي هنگاميکه اسباب براي او فراهم است، باور داشته باشد که از نياز او به خداوند کاسته نشده است؛ چون خداوند آن اسباب را در اختيار او نهاده است. اگر انسان اين حقيقت را درک کرد و همواره خود را محتاج خداوند ديد، خداوند از هر راهي که خود صلاح بداند نياز او را رفع ميکند و مشکلاتش را برطرف ميکند. مهمتر آنکه دراينصورت انسان گمراه نميشود: وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ؛[١] «وهرکس به [دين و کتاب] خدا چنگ بزند، بهراستي به راه راست هدايت ميشود».
شايسته است که انسان هميشه متوجه خداوند باشد و باور داشته باشد که خداوند همواره او را ياري ميكند؛ باور داشته باشد که وقتي دستش از همهجا قطع شد، خدا نجاتش ميدهد؛ وقتي دشمنان درصدد برآمدند که به او ضربه بزنند و آبروي او را بريزند، خداوند حمايتش ميکند و آبرويش را حفظ ميکند؛ وقتي بيمار شد و هيچ دارويي تأثيري در درمان او نبخشيد، خداوند او را شفا ميدهد. اين باور زمينة اعتصام به خداوند را در انسان فراهم ميآورد و آنگاه انسان در مقام اعتصام به خداوند و در هنگام عرض
[١] آل عمران (٣)، ١٠١.