سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٤ - شناخت خداوند و درك عظمت مقام قرب و جوار الهي
توحيدي دست كشد و دوباره به فرعون و آيين شرك روي آورد، زير شكنجه گفت: رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِين؛[١] «پروردگارا، براي من نزد خويش، در بهشت خانهاي بساز و مرا از فرعون و كردار او برَهان و مرا از گروه ستمكاران رهايي بخش». امام سجاد(عليه السلام) نيز از خداوند درخواست ميكنند كه در شمار راهيافتگان به جوار الهي و برخوردارشدگان از معرفت خاص خداوند قرار گيرند.
شناخت و معرفت، مقدمه و سرآغاز دستيابي به هر هدفي است. همچنين كسي كه جوياي محبت به خداوند و آثار آن است و ازجمله خواهان بهرهمند شدن از جوار الهي و بار يافتن به حريم اوست كه بدون واسطه و حايلي با معشوق و معبود خود به گفتوگو پردازد، بايد به خداوند معرفت پيدا كند. وقتي انسان شناخت كافي و لازم به خداوند ندارد و حضور او را درك نميكند، چگونه ميتواند درخواستهاي متعالي چون محبت خالص و همجواري با او را داشته باشد؟ بسياري از مردم، شناخت مستقيمي از خداوند ندارند و تنها وي را موجودي ميدانند كه عالم و بهشت و جهنم را خلق كرده است و چون شناختي از خود او و ساير صفاتش ندارند، توجهشان معطوف به آثار و نعمتهاي الهي و بهشت و جهنم است. آنان بيش از آنكه خود را نيازمند به خداوند بدانند، نيازمند نعمتهاي خداوند در دنيا ميدانند؛ غافل از آنكه نياز انسان به خداوند، بسيار بيشتر و فراتر از نيازش به مخلوقات اوست. براي اينكه انسان نياز هميشگي و سرشارش را به خداوند درك كند و دريابد كه وي تا چه حد دوستداشتني است و نميشود از او بينياز گشت و جايگزيني برايش يافت نميشود، بايد خداوند را بشناسد. طبيعي است كه هر قدر اين شناخت و معرفت زيادتر شود، انسان بيشتر به
[١] تحريم (٦٦)، ١١.