سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٤ - آرامش و تسكين روح با ذكر خدا و تحليل فلسفي و روان شناختي آن
در مقابل حالت اضطراب، حالت اطمينان و آرامش قرار دارد كه از مقولة شناخت نيست و از حالات احساسي بهشمار ميآيد. در مباحث روانشناختي، حصول آرامش را آرمان روانشناسان معرفي كردهاند. با توجه به آنكه امروزه اضطراب و ناآرامي بزرگترين درد بشر شناخته شده است، داروهاي آرامشبخش جزو پرمصرفترين و گرانترين داروها هستند و بهويژه در غرب بيشترين كلينيكها براي معالجة اضطرابها و نگرانيهاست؛ اما چون آنان به داروي اصلي و عامل اساسي رفع اضطراب پي نبردهاند، داروهاي آرامشبخشي كه ساختهاند تخديركننده است و كارشان تضعيف فهم و درك و احساس انسان است، و درنتيجه به بيمار احساس بيخيالي دست ميدهد. آنچه براي انسان لذتبخش و مطلوب است، داشتن فهم و درك قوي تخديرنشده همراه با آرامش است و تنها راه تحصيل آن عمل به نسخة قرآن است كه ياد خدا را برطرفكنندة اضطراب و نگراني، و عامل آرامشبخش معرفي ميكند.
تحصيل آرامش با ذكر خدا نيازمند تحليل فلسفي و روانشناختي است و يكي از تحليلهايي كه دراينباره ميتوان بيان كرد اين است كه روح ما همواره فعال و در حال حركت است و نميتواند آرامش داشته باشد و پيشرونده و تحولخواه است. «روح» همخانوادة «ريح» بهمعناي باد است و شايد اين اشتراك بهدليل خصلت حركت است كه در هر دو وجود دارد. وقتي ميگويند روح ذاتاً متحرك و پويا و بيقرار است، يعني روح انسان ذاتاً طالب كمال است و تا به نقطة اوج تكامل خويش نرسد، از حركت نميايستد. انسان طالب كمال بينهايت است و تجربه ثابت كرده است كه هيچ چيز محدودي نميتواند انسان را قانع كند. اگر او به دنبال ثروت و قدرت باشد، حتي اگر كرة زمين در اختيار او قرار گيرد قانع نميشود و در پي آن است كه راهي به ساير كرات آسماني پيدا كند و آنها را به تصرف خود درآورد.
بزرگان و علما وجود اين ميل كمالجويي و در جستوجوي كمال مطلق بودن را