سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٧ - ناممكن دانستن شناخت خدا با ارائه برداشتي جسماني از خدا
تعابير عادي از آنها فهم ميكنيم ندارند. براي مثال اگر در قرآن از وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي؛[٢]اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ[٣] بيانگر آن است كه خداوند از سنخ نور است و همچنين آية مشَبّهه» گفته ميشود. يكي از علما و بزرگان اين گروه، ابنتيميه است كه امام و پيشوا و شيخالاسلام آنان ميباشد و وهابيت عقايد و تفكراتش را براساس آرا و نظريات ابنتيميه سامان داده است. دربارة او نقل شده است كه در مسجد دمشق بر فراز منبر درس ميداد و ازجمله گفت در روايتي آمده است كه خداوند متعال شبهاي جمعه از آسمان نازل ميشود و نزد بندگانش ميآيد و به آنها بركت ميدهد. پس از پلههاي منبر پايين آمد و گفت همانطور كه من از منبر پايين آمدم، خداوند نيز از آسمان پايين ميآيد.
دربين عوام نيز كه فاقد بلوغ فكري و فهم كافي و صحيح هستند و درنتيجه معرفت صحيح و كافي به خداوند ندارند، گاهي مشاهده ميشود خداوند را نوري ميدانند كه در آسمانهاست و نميتوانند تصوري فراتر از اين دربارة خدا داشته باشند. البته از اين افراد كه به بلوغ عقلي دست نيافتهاند، بيشازاين نميتوان انتظار داشت و فهم عالم
[١] نظير: فتح (٤٨)، ١٠. [٢] طه (٢٠)، ٣٩. [٣] نور (٢٤)، ٣٥. [٤] طه (٢٠)، ٥.