سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٦ - فقر ذاتي انسان و نياز هميشگي او به خداوند
فقر ذاتي انسان و نياز هميشگي او به خداوند
ما از خود چيزي نداريم و هرچه داريم از خداست. نعمتهاي مادي، نظير آنچه در بدن ما قرار داده شده، نعمت تفكر، نعمتهاي معنوي و بهخصوص نعمت هدايت را خداوند بهتدريج به ما عنايت كرده است؛ ازاينرو، ما هرآنچه بدان نياز داريم، چه نيازهاي دنيوي و چه نيازهاي اخروي و معنوي را بايد از خداوند درخواست كنيم. هيچكس نيست كه بتواند از نيازهايش صرفنظر كند. اگر انسان نياز و لذت مربوط به آن را درك كند، خواهان آن است؛ اما اگر نتواند آن را درك كند دراينصورت انگيزهاي براي تأمين آن نخواهد داشت. همچنين انسان نميتواند از ناراحتيها و درد و رنجها گريزان نباشد؛ ازاينرو، وقتي ناراحتي يا بيماري برايش پيش ميآيد، درصدد رفع آن برميآيد.
برخي خيال ميكنند ميتوانند دربرابر هر سختي، گرفتاري و بيماري صبر كنند. يكي از بزرگان و علماي اخلاق كه از شاگردان مرحوم ميرزاجوادآقاي تبريزي(رحمه الله) بود و صبحهاي جمعه در مدرسة حجتيه درس اخلاق ميگفت، فرمود: براثر ناراحتي و زخم معده، گاهي شكمم درد ميگرفت. نيمهشبي شكمم درد گرفت و پيش خود گفتم امشب درد شكم را تحمل ميكنم و خدا اگر صلاح بداند آن درد را برطرف ميكند و مرا شفا ميدهد. مدتي گذشت؛ درد شكمم شديدتر شد و نتوانستم آن را تحمل كنم و گفتم خدايا، مرا از اين درد نجات بده. بهمرور درد شديدتر شد و من شروع كردم به التماس كردن و تضرع به درگاه خداوند و از او خواستم كه به من رحم كند. همچنان درد شديدتر ميشد و من به اولياي خدا و ائمة اطهار توسل جستم؛ دعا خواندم و خدا را قسم دادم كه مرا نجات دهد؛ اما دردم شديدتر شد و طاقتم را از دست دادم و گفتم: آيا كسي نيست كه مرا از اين درد نجات بدهد؟ با گفتن اين جمله، دردم برطرف شد. آنگاه فهميدم كه خداوند ميخواست به من بفهماند كه چقدر كمطاقت و كمتحمل هستم.
هركسي از ضعف خودش آگاه است و به تجربه دريافته است كه بر مشكلاتي چون