سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - فقر ذاتي انسان و نياز هميشگي او به خداوند
بيماري، گرسنگي، تشنگي و مهمتر از همه، داغ عزيزان، نميتواند صبر كند. انسان با لطف و عنايت الهي، برخي از مشكلات را از سر ميگذراند و بر برخي از مصيبتها و ناراحتيها صبر ميكند. هرگز آستانة تحمل و صبر ما به مقام صبر و تحمل انبيا و اوليا نميرسد و از درك معرفت متعالي و منزلت آنان در پيشگاه خداوند نيز عاجزيم؛ منزلتي كه باعث شد خاك قبر آن بزرگواران پس از هزار و چهارصد سال، بيماريهاي لاعلاج را شفا دهد. يا چنانكه گفتيم، خداوند منزلتي به رسولش(صلى الله عليه وآله) بخشيده و چنان ايشان را مشمول لطف و عنايتش ساخته كه آمرزش ميليونها مؤمن و مسلمان در گرو رضايت و خشنودي آن حضرت قرار داده شده است. بايسته است كه ما خاضعانه و با ارادت خالصانه درِ خانة آن حضرت برويم و اگر فرصتي براي توسل به ايشان دست داد و خود را در جهت نسيمهاي رحمت آن حضرت قرار داديم و مشمول لطف و عنايت ايشان قرار گرفتيم، قدر اين فرصت طلايي و ارزشمند را بدانيم.
در حديث قدسي ميخوانيم كه خداوند به حضرت داوود ميفرمايد: يَا دَاوُدُ، فَرِّغْ لِي بَيْتاً أَسْكُنُهُ، إِنَّ لِلّهَ فيِ أيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلاَ فَتَرَصَّدُوا لَهَا؛[١] «اي داوود، براي من خانهاي خالي كن تا در آن جاي گيرم. همانا براي خدا در روزگارتان نسيمهايي است، هان در كمين آنها درآييد و آنها را به چنگ آوريد».
يكي از مواردي كه انسان در مسير رحمت الهي قرار ميگيرد، آن است كه بدون ميل و علاقه و تصميمي و با اصرار رفيقش به مجلس سيدالشهدا(عليه السلام) وارد ميشود و تحت تأثير فضاي معنوي آن مجلس قرار ميگيرد؛ آلودگي و پلشتيهاي دل او زدوده ميشود و دلش نوراني و آكنده از معنويت ميگردد. مهمتر آنكه كوتاهيها و گناهاني از انسان سرزده كه او را مستحق عذاب و كيفر ساختهاند و حق بخشش را از او سلب
[١] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج٧٧، باب٧، ص١٦٨، ح٢.