سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٥ - نمود و بازتاب عالي ترين مرتبة محبت به خداوند
او را دوست دارند، با مؤمنان نرم و خاكسارند و بر كافران سخت و گردنفراز؛ در راه خدا جهاد ميكنند و از سرزنش هيچ سرزنشكنندهاي نميترسند. اين برتري و بخشش خداست كه آن را به هركه بخواهد ميدهد و خداوند گشايشبخشي داناست».
همچنين تلاش براي جلب رضايت خداوند و دستيابي به آن، راضي شدن انسان به تدبير و خواست او را در پي دارد و اين رضايت طرفيني و دوجانبه است. خداوند در اين باره و دربارة جانهاي اطمينانيافته به خود ميفرمايد: يَا أيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ*ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً؛[١] «اي جان آرام (آرامش و اطمينانيافته) بهسوي پروردگارت بازگرد، درحاليكه تو از او خشنودي و او از تو خشنود است».
بهطور طبيعي برخي از خواستهها و غرايز انسان بر ديگر خواستهها و غرايز غلبه مييابند، مگر آنكه عاملي قوي در انسان پديد آيد و بر آن خواسته و غريزه چيره شود. براي نمونه، گاهي غريزة بازيگوشي، چنان بر كودك غلبه مييابد و او آنقدر سرگرم بازي ميشود كه فراموش ميكند گرسنه است. ازاينرو، بهزحمت ميتوان بچههاي بازيگوش را از بازي بازداشت و آنان را به خوردن غذا واداشت. بنابراين تا محبت خداوند بر وجود و دل انسان غلبه و تسلط نيابد، او نميتواند خواستههاي غيرالهي و شيطاني را كنار نهد. پس انسان در درجة اول بايد بكوشد كه محبت خداوند در وجود او راسخ و استوار شود و با همة وجود به خداوند عشق بورزد كه در اين صورت ساير خواستههاي او، زيرمجموعة محبت و رضايت الهي قرار ميگيرند. كسي كه گناه ميكند و به لذتهاي حرام و استفادة نامشروع از غرايزش ميپردازد، ممكن است به خداوند و بهشت و فرجام نيكوكاران و عاقبت ننگين و خسارتبار گنهكاران اعتقاد داشته باشد،
[١] فجر (٨٩)، ٢٧ـ٢٨.