سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٣ - نمود و بازتاب عالي ترين مرتبة محبت به خداوند
عاشقانة خود با خداوند، بر يك نكتة اساسي توحيدي تأكيد ميورزد و آن اينكه همة آن آثار و نتايجي كه از محبت خداوند براي دوستانش حاصل ميشود، ناشي از لطف و عنايت خداست و تا او نخواهد و اراده نكند، كسي به اين سرمايههاي متعالي و ارزشمند دست نمييابد. ما گاهي از اين نكته غافليم كه همهچيز، حتي معرفت خداوند با عنايت و لطف او حاصل ميشود و غافليم از اينكه اگر خدا اراده كند آنچه از معارف، فقه، فلسفه، عرفان و ساير علوم اندوختهايم و حتي اعتقاد به خدا ضمانت بقاء ندارد و همة اين امور، لحظهبهلحظه با ارادة خداوند در ما باقي ميماند. با توجه به اين حقيقت و معرفت توحيدي است كه حضرت از خداوند درخواست ميكند كه محبتش را به ايشان ارزاني كند. اين خواسته از سوي كسي صادق است كه واقعاً طالب محبت خداست و راضي است كه بلا بر او ببارد و به فقر و بيماري مبتلا شود، اما خداوند محبتش را از او نگيرد. آنگاه با توجه به اينكه لازمة محبت خداوند اين است كه انسان كساني را كه با خداوند ارتباط دارند دوست بدارد، از او درخواست ميكند كه دوستي دوستدارانش را به ايشان عنايت كند.
محال است كه انسان خداوند را دوست بدارد، اما پيامبرش را كه از عزيزترين بندگان اوست و نيز ساير اوليايش را دوست نداشته باشد. محبت دوستان خدا اثر محبت اوست كه در دوستي آنان ظاهر شده است. پس دو يا چند محبت در انسان پديد نيامده، بلكه يك محبت است كه اصالتاً به خداوند تعلق يافته، و به تبع آن، دوستان خدا را نيز شامل شده است. نظير اينكه وقتي انسان كسي را دوست ميدارد، لباس، خانه، شهر و هرآنچه را براي اوست، دوست ميدارد و آن محبت متكثر و متعدد نشده، بلكه يك محبت است كه به شخص و آنچه وابسته به اوست، تعلق يافته است. همچنين محبت به خدا جداي از محبت سيدالشهدا(عليه السلام) نيست، و محبت به آن حضرت و ساير امامان معصوم(عليهم السلام)و اوليا، برگ و بار محبت خداست كه بر ثبات و شکوفايي آن ميافزايد.