سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٨ - درگاه خدا؛ پناهگاه پناه جويان و درماندگان
در اينجا امام (عليه السلام) چند تعبير به کار ميبرند که گرچه ازحيث عبارت و کلمات متفاوتاند، مضمون همة آنها يکي است. يکي از آن تعابير، ازاينقرار است: وَدَعَتْنيِ الأِسَائَةُ إِلَي الإِنَاخَةِ بِفِنَاء عِزِّکَ؛ «و کردار زشت، مرا واداشته که در درگاه بزرگواري و عزتت فرود آيم». «اناخه» بهمعناي خوابانيدن و فرود آمدن است. اين واژه دراصل دربارة خوابانيدن شتر برروي دو زانو به كار ميرفته و سپس به مطلق فرود آمدن و بار يافتن در پيشگاه ديگري تعميم يافته است. فِناء بهمعناي ساحت، پيشگاه و ميدان مقابل کاخ و قصر اميران و حاکمان است. معمولاً کاخ و قصر داراي ميدان و پيشگاهي بوده که اربابرجوع و کساني که خواهان ملاقات با امير و حاكم بودند در آن جمع ميشدند. بههميندليل، ازباب تشبيه معقول به محسوس، عزت الهي همچون کاخي داراي ميدان و پيشگاه تصور شده است که بندگان نيازمندِ لطف و عفو الهي در آن فرود ميآيند تا به پيشگاه خداوند بار يابند و از لطف و عفوش بهرهمند شوند.
درگاه خدا؛ پناهگاه پناهجويان و درماندگان
امام سجاد(عليه السلام) پس از آنکه در مناجات خويش فرمودند گناهان مرا وادار ساخت تا به دامن عفو تو چنگ آويزم، بهمنزلة کبراي کلي ميفرمايند سزاوار و شايسته نيست که پناهنده به خويش را رها کني: وَمَا حَقُّ مَنِ اعْتَصَمَ بِحَبْلِکَ أَنْ يُخْذَلَ وَلايَلِيقُ بِمَنْ اسْتَجَارَ بِعِزِّکَ أَنْ يُسْلَمَ أَوْ يُهْمَلَ؛ «هرگز کسي که به رشتة عفو و کرمت چنگ آويخته، مستحق حرمان نيست، و سزاوار نيست کسي که به مقام عزتت پناه آورده، تسليم بلا گردد و بدو اعتنايي نشود». ممكن نيست خداوند، پناهنده به خويش را رها کند و به او اعتنايي نداشته باشد و او را از خود براند؛ زيرا ازسويي بندة خاطي و گنهکار، اما پشيمان، با همة وجود به خداوند روي آورده و از او درخواست عفو و بخشش دارد؛ ازسوي ديگر، خداوند منبع رحمت بيکران است و وقتي انسان به رحمت و صفات جمال الهي