سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٧ - معناي ترس از خدا و ديگر عوامل
نيز با توجه به آنکه برحسب اقتضاي مقام خطاب و بيان، گاهي ما فعل را به حلقة اخير اسباب و عوامل، و گاه به حلقة متوسط يا حلقة بعيد نسبت ميدهيم، امام(عليه السلام) ميفرمايند که گناهان، مرا متوجه عفو و بخشش خدا کرد. ايشان ميتوانستند بگويند که خود خداوند، علت روي آوردن ايشان به درگاهش شده است؛ اما چون به سنت عفو و بخشش خداوند و توبهپذيري او اعتقاد دارند، رو بهسوي خدا ميآورند و ميفرمايند ترس از عذابي که بر گناهان من مترتب است، مرا واداشته تا به درياي رحمت و عفو تو پناه آورم.
اگر انسان آن سنت الهي را باور نميداشت و معتقد نميبود که خداوند توبة بنده خويش را ميپذيرد و از گناه او درميگذرد، هرچند از عذاب الهي ميترسيد، درِ خانة خداوند نميرفت و از او درخواست عفو و بخشش نميکرد. اين باور و اعتقاد، با توفيق الهي حاصل ميشود و اساساً خداوند خود زمينة توجه يافتن انسان بهسوي خود را فراهم ميآورد. هم او به انسان ايمان و معرفت ميدهد و نيز او خود، انسان را به آستان خانة خود ميکشاند. او وعده داده که اگر بندة گنهکار نزدش برود، او را ببخشد؛ حتي اگر گناهان او به عظمت کوهها و فراخناي درياها باشد.
روشن شد که ما ميتوانيم بگوييم خدا خود، ما را بهسوي عفو خود ميکشاند، و اميد به بخشش او ما را بهسوي درياي عفوش جذب ميكند. نيز ميتوانيم بگوييم گناه و ترس از عقوبت آن، ما را واميدارد تا به دامن عفو الهي چنگ زنيم. البته امام(عليه السلام)در مقامي هستند که بايد توجه كنند گناهان موجب عذاب الهي ميشوند؛ وگرنه خداوند نميخواهد بندة خود را گرفتار جهنم و عذاب کند و انسان نيز ازروي اختيار مرتکب گناه ميشود. همچنين امام(عليه السلام) بهجهت رعايت بلاغت در سخن، بايد بفرمايند: خدايا! گناهانْ مرا بهسوي عفو تو کشاند و ترس من از گناهاني است که به اختيار خود مرتکب شدم؛ چون از اين گناهان و عذابي که پيامد آنهاست ميترسم، به تو پناه آوردهام و از کردار خود پشيمانم و عهد ميکنم که ديگر مرتکب گناه نشوم.