سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٥ - معناي علم حضوري به ذات خدا
است كه حيوانات و بلكه جمادات از آن برخوردارند، و بهدليل وجود اين معرفت است كه خداوند ميفرمايد: وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛[١] «و همانا از برخي سنگها جويها روان شود و برخي از آنها بشكافد و آب از آن بيرون آيد، و برخي از آنها از بيم خدا [از كوه] فرو ريزد، و خدا از آنچه ميكنيد غافل نيست».
در آيهاي ديگر خداوند از تسبيحگويي رعد خبر ميدهد و ميفرمايد: وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَنْ يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ؛[٢] «و رعد [تندر] با ستايش او و فرشتگان از بيمش او را به پاكي ياد ميكنند، و صاعقهها [آتشهاي آسماني] را ميفرستد، پس آن را به هركه خواهد ميرساند؛ درحاليكه آنان [كافران] دربارة خدا جدل و ستيزه ميكنند و او سخت كيفردهنده است».
از اين آيه شريفه استفاده ميشود كه رعد با غرش خود خداوند را تسبيح ميگويد و اگر رعد درك و شعوري نميداشت، خداوند را تسبيح نميكرد. درهرصورت، معرفت حضوري به خداوند مراتب دارد؛ حيوانات و جمادات از پايينترين مرتبة آن برخوردارند و عاليترين مرتبة انسانيِ آن، و از آن اولياي خداست. البته برتر از همه، معرفت حضوريِ اکتناهي خداوند به ذات خويش است.
[١] بقره (٢)، ٧٤. [٢] رعد (١٣)، ١٣.