سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٧ - علم حضوري پيشين انسان به خدا و ميثاق بندگي با او
آيات متشابه است و ما از آنها چيزي سر در نميآوريم و بايد علم به آن را به اهلش واگذاريم. ولي انصاف بايد داد كه گرچه در نكتههاي دقيقي از اين آيات، ابهاماتي وجود دارد و درحقيقت اين آيات از متشابهات نيز هست، اما چنين نيست كه از آيات متشابه هيچچيز نتوان استفاده كرد و بههيچوجه نتوان از آنها رفع تشابه كرد. با دقت در دو آيه، يك مطلب با كمال وضوح روشن است. اگر اشكالي هست، در كيفيت پذيرفتن اين مطلب است، يعني اشكال درواقع از ماست نه از مفاد آيه. آيه بهروشني دلالت ميكند كه خدا با فردفرد انسانها، يك رويارويي داشته و به آنها گفته است آيا من خداي شما نيستم؟ و آنها گفتهاند: آري، تويي خداي ما و اين رويارويي با تكتك انسانها موجب شده است كه عذري براي مشركها وجود نداشته باشد كه بتوانند بگويند از اين توحيد و يگانهپرستي غافل بوديم و دنبالهروي از پدران موجب اين شد كه مشرك شويم و گناه ما به گردن پدران ماست و ما مسئول نيستيم. در اينكه آيه ميخواهد چنين مطلبي را افاده كند، شكي نيست. ابهامها در اين است كه ما خودمان چنين چيزي را سراغ نداريم كه با خدا رويارو شده باشيم و او به ما فرموده باشد كه آيا من پروردگار شما نيستم و ما بگوييم بله. چون چنين چيزي را خودمان به ياد نميآوريم، وگرنه در اينكه آيه چنين مطلبي را افاده ميكند، جاي شكي نيست.
البته در اينجا سؤالهايي مطرح است، ازقبيل اينكه ميثاق و شهادت به ربوبيت خداوند در چه عالمي و چه شرايطي واقع شده است؟ آيا دستهجمعي بوده يا تكتك؟ اما در اصل مفاد آيه، جاي ابهامي وجود ندارد. آيا اين مطلب پذيرفتني است كه بدون استثنا، هر انساني با خدا مواجه شده و چنين مكالمهاي بين او و خدا تحقق يافته است؟ هر معنايي براي اين مكالمه و مواجهه تصور شود، بههرحال، اين سخن غايبانه و پشت پرده نيست كه كسي صدايي از جايي بلند كند و بپرسد آيا من فلاني نيستم؟ شما هم بگوييد: چرا فلاني هستي. اين ارزشي ندارد، بلكه بايد بهگونهاي باشد كه خطاپذير و اشتباهشدني نباشد؛ وگرنه عذر براي شما باقي ميماند. براي مثال اگر شيطان فرياد بزند كه من خداي