سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٨ - معرفت ناب توحيدي در كلام امام صادق&dagger
چون وقتي عين خارجي كسي، نزد ما حاضر است و او را مشاهده ميكنيم، نزد ما شناختهشده است و او را از ديگر چيزها تميز ميدهيم. دراينصورت كه ما او را نزد خود مييابيم و مشاهده ميكنيم، نيازي نداريم كه ازطريق اوصافش او را بشناسيم. آنگاه پس از آنكه با مشاهدة عين خارجي چيزي، او را متمايز از غير آن يافتيم و به تشخيص و تميز او راه يافتيم و براي اين منظور، نيازي به واسطه قرار دادن اوصاف نداشتيم، سراغ اوصاف آن ميرويم و پس از آنكه صفاتش را شناختيم، دانش خود را به احوال آن كامل كردهايم. پس شناخت ما به عين خارجي و حاضر، بهوسيلة مشاهده و درك حضوري او حاصل ميشود و بدين وسيله ما آن را تشخيص و تميز ميدهيم و پس از مشاهدة آن، با ذكر صفاتش آن را براي ديگري كه آن را نديده معرفي ميكنيم.
اما اگر كسي ازنظر ما غايب باشد، ما او را بهوسيلة صفاتش ميشناسيم و از اين طريق، تنها به شناختي مفهومي و شناخت اموري كلي دربارة آن شخص دست مييابيم، و اين شناخت موجب تميز و تشخيص كامل آن شخص از ديگري نميشود. «از اينجا آشكار ميشود كه يكتاشناسي خداي سبحان، چنانكه بايدوشايد، آن است كه نخست عين و خود او شناخته شود، سپس براي تكميل ايمان به او، صفاتش شناخته شود؛ نهآنكه خدا بهتوسط صفات و افعالش شناخته شود تا حق يكتاشناسي او چنانكه بايد، ادا نگردد. خداوند متعال از هرچيز، بينياز است و همهچيز، قائم به اوست، صفاتش نيز قائم به اوست و همهچيز ازقبيل زندگي، دانش، قدرت، آفرينش، روزيسازي، تقدير، هدايت و توفيق، همه از بركات صفات اوست؛ پس همه، قائم به او و مملوك او و ازهرجهت نيازمند به اويند. پس راه حقيقي شناخت، اين است كه نخست خود او شناخته شود و سپس صفاتش و آنگاه از شناخت صفات به خصوصيات آفريدگانش راه يافته شود؛ نه برعكس. اگر ما خدا را بهوسيلهاي غير از خودش بشناسيم، او را بهحقيقت نشناختهايم. اگر چيزي از آفرينش او را نه بهوسيلة شناخت خودش، بلكه ازطريق ديگر بشناسيم، اين