سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٦ - معناي ترس از خدا و ديگر عوامل
ديگر، ترس از گناهان و اعمال زشت مطرح شده و در جاي ديگر ترس از نتيجه و ثمرة گناهان که همان عذاب الهي است، ما از چه بايد بترسيم؟ پاسخ اين است که آنچه ما بايد از آن بترسيم، عذاب الهي است و علت آن عذاب نيز گناهاني است که مرتکب ميشويم. درنتيجه ما بايد از گناهان که موجب عذاب ميشوند نيز بترسيم. همچنين ما بايد از روز قيامت که ظرف تحمل عذاب الهي است و جهنم که جايگاه عذاب است نيز بترسيم. همچنين ازآنجهت که نظام دنيا و آخرت و نظام پاداش و کيفر را خداوند ايجاد کرده، و خداوند است که دربرابر گناهان، به ما عذاب ميچشاند، بايد از او نيز بترسيم. ترس از خداوند بدين معنا نيست که خداوند موجودي ترسناک است؛ بلکه درواقع اين ترس ناشي از عذابي است که براثر گناهان و اعمال زشت نصيب ما ميشود. همچنين ازآنجاكه اختيار همة هستي در دست خداوند است و نظام دنيا و آخرت را او بنا نهاده و عذاب نيز در چهارچوب نظام علّي و معلولياي که خداوند تأسيس کرده متوجه ما ميشود، ما بايد از خداوند نيز بترسيم؛ خدايي که همهکارة عالم است و همة امور، ازجمله عذاب و کيفر، با اراده و مشيت او رخ ميدهند. پس بايد توجه اصلي ما به خداوند باشد و ترس ما از خداوند، بهمعناي ترس از عذاب، و گناهاني است که عذاب الهي را در پي دارند.
با توجه به توضيحات مزبور، امام(عليه السلام) ميفرمايند: «خدايا! گناهان بيشمار، مرا ناگزير ساخته که به دامان عفوت چنگ آويزم». حال با توجه به آنکه گناه، انسان را از خداوند دور ميکند، منظور حضرت اين است که وقتي انسان به گناهانش مينگرد که موجب هلاک و عذاب ابدي ميشوند، ترس از عذاب الهي در او پديد ميآيد. درنتيجه انسان براي رهايي از آن عذاب، به خداوند پناه ميبرد و از او درخواست عفو و بخشش ميکند. پس آنچه انسان را متوجه خداوند و درياي بيکران رحمت و عفو او ميکند، ترس از عذابي است که از گناهان انسان ناشي شده است. با توجه به آنکه گناه در سلسلة اسباب و مُسببات قرار دارد و