سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٢ - اهميت فراخوان خداوند به ياد خود
كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[١] «و خدا را بسيار ياد كنيد، باشد كه پيروز و رستگار شويد»، چون سعادت و رستگاري مطلوب فطري ماست، درك اين وعدة الهي براي ما سخت نيست؛ اما درك اين وعدة خداوند كه درقبال ياد ما از او، او نيز ما را ياد ميكند، براي ما دشوار است. ما نميدانيم كه خداوند چگونه از ما ياد ميكند و نميدانيم معناي يادكرد خداوند از ما چيست. اين مطلب از امور معنوي و فراتر از امور حسي اين جهاني است. براي درك اينقبيل امور معنوي، ناچاريم به مقايسه و تشبيه آنها به امور محسوس بپردازيم تا از اين طريق اندك فهمي از آنها براي ما حاصل شود و بتوانيم به مفهوم و ارزش ياد خدا از بندگان پي ببريم.
فاذكروني اذكركم[٢]براي ما دشوار است؛ اما با دقت و تأمل و مقايسة يادكرد خدا از ما، با يادكرد دوستان و خويشان و ساير اشخاص از خودمان، ميتوانيم به مفهوم ياد خدا از ما و نتيجه و فايدة آن پي ببريم. ما به تجربه دريافتهايم كه پدر، مادر، دوستان و خويشان خود را دوست ميداريم و به ياد آنها هستيم و بهطور طبيعي هركه را انسان بيشتر دوست داشته باشد، بيشتر به يادش خواهد بود؛ تاآنجاكه انسان نميتواند به ياد برخي از عزيزان و دوستان خود نباشد و آنها را بهكلي فراموش كند. ازسوي ديگر انسان دوست دارد كه محبوب نيز به ياد او باشد و از اينكه محبوبش نيز به ياد اوست لذت ميبرد. انسان از اينكه دوستان، او را به حال خود رها نميكنند و فراموشش نميكنند، خشنود است؛ درمقابل، اينكه كسي به ياد انسان نباشد و پدر، مادر، خويشان و دوستان، انسان را فراموش كنند، براي او بسيار سخت و آزاردهنده است. غربت، بيكسي و تنهايي براي انسان، كشنده و تحملناپذير است و درمقابل اگر انسان بداند كه ديگران به او توجه دارند و به ياد او هستند، احساس سرور و شادماني ميكند و زندگي براي او نشاطآور و فرحبخش خواهد بود.
[١] انفال (٨)، ٤٥. [٢] بقره (٢)، ١٥٢.