سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٦ - عظمت بندگي خدا
عظمت بندگي خدا
با توجه به آنكه راه نيل به قرب و جوار الهي و درك عظمت و ارزش آن، بندگي خداست، حضرت ميفرمايند: وأهَّلْتَهُ لِعِبادَتِك؛ «مرا در شمار كساني قرار ده كه لايق پرستشت ساختي». بندگي خدا يعني انسان بهراستي درك كند از خودش چيزي ندارد و سرتاپا نيازمند خدا، و بندة اوست و اين بندگي را نهفقط با زبان، كه با همة رفتارش در طول زندگي نشان دهد. عبادتهاي خاص و توقيفي ازجمله نماز كه در آن انسان در پيشگاه خداوند تعظيم ميكند و به سجده ميافتد، دربرگيرندة روح بندگي خداست. همچنين هر كار ديگري كه براي اطاعت خداوند و جلب رضايت وي انجام ميگيرد، نمايشگر بندگي اوست. آن كار وقتي با قصد اطاعت و براي خداوند انجام گرفت، عبادت محسوب ميشود و بهوسيلة آن، انسان خواست خود را فداي خواست خداوند ميکند و در برابر ارادة الهي از خواستههاي خود صرفنظر مينمايد. اگر ما پس از آنكه عمرمان در راه تحصيل علم گذشته است و سالياني با معارف توحيدي سروكار داشتهايم، به مرحلهاي نرسيدهايم كه براي خودمان شأني قايل نباشيم و همهچيز را براي خدا بخواهيم دليل آن است كه هنوز به مقام بندگي خدا و تحصيل توفيق عبادت خالصانة خداوند دست نيافتهايم. كسي كه محركش در زندگي پول، شهرت و مقام است و خود را اسير شكم و شهوت و دنيا ساخته است، لياقت بندگي خدا را ندارد. در صورتي انسان، لياقت بندگي خدا را پيدا ميكند كه از بند اسارت دنيا و شهرت و مقام، خود را نجات دهد و دستكم در حدي كه خداوند اجازه داده و برايش مباح دانسته است، از آن امور استفاده كند؛ و پا را فراتر از تكاليف الهي ننهد و مرتكب حرام و گناه نشود، كه در اين صورت به اولين مرحلة بندگي خدا دست يافته است. البته مرحلة كاملتر بندگي خدا ايجاب ميكند كه انسان تنها بهجهت اطاعت فرمان خدا به نيازمنديهاي دنيوياش بپردازد بهگونهاي كه اگر خداوند به او نميفرمود كه غذا