سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٨ - قلب شيفتة جمال ربوبي
لَا تُدْرِكُهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْعِيَانِ وَلَكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان؛[١] «آيا خدايي را كه نبينم ميپرستم؟ گفت: چگونه او را ميبيني؟ فرمود: چشمها او را چون اجسام نبينند و درنيابند؛ اما دلها در پرتو ايمان راستين او را ببينند و دريابند».
البته مرتبة كامل مشاهدة خداوند در عالم آخرت، آنهم در حدي كه براي ممكنات ميسور و تحققپذير است، به مؤمنان و اولياي خدا عنايت ميشود. در اين دنيا كه انسان محكوم قوانين عالم ماده است و بهجهت تعلقات مادي مرتبة كامل آن مشاهده محقق نميشود و مرتبة فروتر آن، با عنايت و توفيق الهي براي اولياي خدا حاصل ميگردد. ازاينرو، دربارة درخواست مشاهدة خداوند از سويِ حضرت موسي(عليه السلام) و عكسالعمل خداوند به آن پرسش كه آن حضرت به نمايندگي از بنياسرائيل مطرح كرد، در قرآن آمده است:
وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأنَا أوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ؛[٢] «و چون موسي به وعدهگاه ما آمد و پروردگارش [بيواسطه] با او سخن گفت، گفت: پروردگارا، [خود را] به من بنماي تا به تو بنگرم. گفت: هرگز مرا نخواهي ديد، وليكن به اين كوه بنگر، پس اگر در جاي خود قرار و آرام داشت مرا خواهي ديد، و چون پروردگارش بر آن كوه تجلي كرد، آن را خُرد و پراكنده ساخت و موسي مدهوش بيفتاد و چون به خود آمد، گفت: [بارخدايا،] تو پاك و منزهي [از اينكه با چشم ديده شوي]. به تو بازگشتم و من نخستين باوردارندهام».
(١). نهج البلاغه، خطبة ١٧٩.
(٢). اعراف (٧)، ١٤٣.