سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٢ - نمود و بازتاب عالي ترين مرتبة محبت به خداوند
درك كند و طعم انس با خدا را بچشد و حاضر نبود كه از درك آن لحظة طلايي بينصيب بماند.
يا مُنَى قُلُوبِ الْمُشْتَاقيِنَ وَيَا غَايَةَ اَمَالِ الْمُحِبّيِنَ، اَسْئَلُكَ حُبَّكَ وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَحُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنى اِليَ قُرْبِكَ، وَاَنْ تَجْعَلَكَ اَحَبَّ اِلَىَّ مِمَّا سِواكَ، وَاَنْ تَجْعَلَ حُبّى اِيَّاكَ قآئِداً اِلَى رِضْوَانِكَ، وَشَوْقى اِلَيْكَ ذائِداً عَنْ عِصْيانِكَ؛ «اي آرزوي دل مشتاقان و اي منتهاي مقصود محبان، از تو درخواست ميكنم دوستي تو را و دوستي دوستدارانت را و دوست داشتن هر كاري كه مرا به مقام قربت رساند و هم از تو درخواست دارم كه خود را از هرچه غير خودت بر من محبوبتر گرداني و فرجام محبتم به خودت را رضوان و خشنوديات قرار دهي و شوقم به تو را از عصيانت دور سازي».
نمود و بازتاب عاليترين مرتبة محبت به خداوند
«مني» بهمعناي آرزوهاست و مُنَى قُلُوبِ الْمُشْتَاقيِن يعني تو متعلق آرزوهاي مشتاقان، و كسي هستي كه همة آرزوهاي آنها در تو جمع شده است. آنچه در اين فراز از سخن امام سجاد(عليه السلام) آمده، آثار ديگري از محبت خالصانه به خداوند است؛ چنانكه آثار ديگري از محبت به او را برشمرديم و ازجمله روشن شد كه خداوند روابط خاصي با عاشق و محبش دارد و جلوهها و تجلياتش را در قلب او ظاهر ميگرداند و انوارش را بر دل او ميتاباند. در خلوت و جلوت به نجواي با او ميپردازد. هنگامي كه او در ميان جمع و مشغول انجام وظايفش است، آن هنگام كه در جبهه با دشمن ميجنگد، يا به تدريس مشغول است و يا درس ميخواند، خداوند با او سخن ميگويد و لحظهاي او را به خود وانميگذارد. در فرازي كه اكنون در پيِ بررسي آن هستيم، حضرت افزون بر بيان رابطة