تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٨ - شرح آيات
صورتى كه خدا آنها را پراكنده ساخته و بيان كرده است كه نظام جهانى با همه عظمت آن در روز قيامت بر جاى نمىماند تا چه رسد به اين پيوستگيها و ارزشها!/ ١٠١ [١٢] و مكذّبان از حساب خود حقيقت داشتن جزا را حذف مىكنند، و به همين سبب از احساس مسئوليت خود را دور نگاه مىدارند، و بدين گونه زندگى آنان شكل عبث و بيهوده به خود مىگيرد كه از همه ضوابط و پيشامدها به دور است و همه به لهو و لعب مىگذرد.
الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ «كسانى كه در يك سرگرمى به بازى مشغولاند.» اين تعريف براى شخصيت مكذّبان ما را به دو حقيقت مهم راهنمايى مىكند
اول: اين كه مكذّب تنها كسى نيست كه رسالت اسلامى را باطل نمىداند، بلكه هر انسانى است كه در زندگى از قبول و تحمّل مسئوليت مىگريزد.
دوم: تكذيب كنندگان براى فرار از تحمّل مسئوليت است كه رسالت را تكذيب مىكنند، مگر چنان نيست كه رسالت مردمان را به كوشش و جهاد و انفاق و ... و .. مىخواند، پس چه بهتر كه به آن كافر شوند تا انجام هيچ يك از اين وظايف گردنگير آنان نشود! ولى آيا از عذاب خدا به كجا مىتوانند بگريزند؟
[١٣] و چون سخن از اين گروه از مردم در جريان است، آهنگ خطاب سخت و خشن مىشود.
يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلى نارِ جَهَنَّمَ دَعًّا «آن روز كه به سوى آتش جهنم رانده مىشوند، با چه راندنى!» و دعّ راندنى است كه با سختى و جفا و تكرار صورت مىگيرد، و مؤيد آن اين گفته خداى تعالى است أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ* فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ «آيا آن كس را ديدى كه دين را تكذيب مىكند* او همان كس است كه يتيم را مىراند»، [٢٤] و شايد احتمال شامل بودن كلمه «دعّ» بر معنى تكرار از آن جا
[٢٤] - الماعون/ ١ و ٢.