تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٧ - شرح آيات
انداخته شوند». [١٩]/ ١٠٠ دوم: تبديل شدن آنها به پارههاى كوچك و ذرات وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ «و كوهها همچون پشم زده مىشوند»، [٢٠] و وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا «و كوهها همچون پشته از هم پاشيده بودند». [٢١] سوم: و سر انجام متلاشى شدن آنها، خداى تعالى گفت وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً «و از تو درباره كوهها مىپرسند، پس بگو كه: پروردگارم آنها را پراكنده و افشانده مىكند افشاندنى»، [٢٢] و در حكايت از توالى اين مراحل گفت وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً «و سير داده مىشود كوهها و همچون سراب مىشود»؛ [٢٣] و چنان مىنمايد كه نيروى جاذبه در روز قيامت از ميان مىرود و اجسام وزن خود را از دست مىدهند، و چون اين حوادث در نبودن جاذبه صورت مىگيرد، اجزاء كوهها از هم جدا مىشود و همچون ذراتى خرد در مىآيد و سرانجام همچون سراب نابود مىشود.
[١١] در آن هنگام كه نفس بشرى با حقايقى بزرگ مواجه مىشود كه براى آن سنگين است، براى فرار كردن از آن به تكذيب آن مىپردازد، به اين خيال كه چنين گريزى براى او سودمند است، و قرآن آگاهش مىسازد كه تكذيب هيچ فايدهاى ندارد، بلكه خود آن نيز سبب رسيدن عذابى بزرگ مىشود، پس فرار جز به سوى خدا و تسليم شدن به حقايق نمىتواند باشد.
فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ «پس واى بر مكذّبان در آن روز.» از آن جا كه تكذيب كنندگان متكى بر ارزشها و پيوستگيهاى مادّىاند، چنان گمان مىكنند كه اين كار تكذيب كردن حقايق سودى براى ايشان دارد، در
[١٩] - التكوير/ ٣.
[٢٠] - القارعة/ ٥.
[٢١] - المزمّل/ ١٤.
[٢٢] - طه/ ١٠٥.
[٢٣] - النبأ/ ٢٠.