تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩١ - شرح آيات
٣- به همان گونه كه آيات به ميانجيگرى قسم در بيشتر موارد به بيان حسن تدبير و سلامت ساختمان در آفرينش مىپردازد، و در نتيجه دليلى بر هدفدارى زندگى است، اين حقيقت كه دريافت آن براى انسان لازم است تا بتواند انديشه و رفتار خود را بر وفق آن تنظيم كند، آيا اين امر عقلانى به نظر مىرسد كه مفردات زندگى (كوه و كتاب و پوستى كه بر آن نوشته مىشود و خانه عبادت و آسمان و دريا) همه داراى هدف و حكمتى باشند جز انسان كه بايد به لهو و بازى بپردازد؟! هرگز ... او نيز براى هدفى آفريده شده و ناگزير بايد آن را بشناسد و براى تحقق بخشيدن به آن تلاش كند، و اگر چنين نكند خوراك آتش جهنم و گرفتار انواع عذاب مىشود كه از آنها راه گريزى ندارد.
وَ الطُّورِ «قسم به كوه.» در لغت طور به معنى كوه است، ولى برجستهترين و بزرگترين كوهها كه اين سوگند به نام آن ياد شده طور سيناء است، كه به موسى (ع) در آنجا وحى پروردگارش رسيد، و در آن هنگام كه بنى اسراييل نسبت به فرستاده خدا عصيان و نافرمانى كرد، خدا آن را حركت داد و بر بالاى سر ايشان قرارش داد، و چنين است كوههاى مكّه كه پيامبر ما محمّد (ص) در غار حراء قرار گرفته در آنها نخستين بار وحى الاهى را شنيد، و بنا بر اين يادآورى از طور مؤمنان را متوجه آيات و نواحى فراوانى از داستان رسالت بزرگ الاهى مىسازد و آن را به يادشان مىآورد ... و به همين جهت است كه ذكر آن مقارن با ذكر كتابى است كه/ ٩٥ در نواحى مختلف آن نازل، و پروردگارمان همراه با سوگند به طور به آن نيز سوگند ياد كرده و گفته است
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ «و سوگند به نامه و كتاب نوشته شده.» اين ملازمت طور و كتاب مسطور را در دعاى فاطمه به نقل از پدرش (صلوات اللَّه عليهما و آلهما) نيز مىيابيم: «الحمد للَّه الذي خلق النور، و أنزل النّور على الطور في كتاب مسطور، في رقّ منشور، بقدر مقدور، على نبيّ محبور». [٥]
[٥] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٣٦.