تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٦
خدا به خود ستارگان به دو امر اساسى بازمىگردد كه يكى از آنها: اين است كه سوگند ياد كردن به چيزى در آن هنگام تحقيق پيدا مىكند كه عظمت آن در نزد طرف مقابل كه سوگند به خاطر او ادا مىشود، شناخته باشد، و ديگرى آن كه: چون در روزگار جاهليت درباره ستارگان و مواقع آنها اعتقاداتى آميخته با خرافات و شرك داشتند، خدا از آن روى به آنها قسم ياد نكرد كه اعتقادات باطل را تقويت نكرده باشد، يا سوگند خدا را بهانهاى براى پذيرفتن خرافات قرار دهند، و امام صادق (عليه السّلام) گفت: «مواقع ستارگان تيرهايى براى شياطين است، و مشركان به آنها قسم ياد مىكردند، پس خداوند سبحانه و تعالى گفت كه: به آنها سوگند ياد نمىكنم»، [١٣٣] و گفت (عليه السّلام): «اهل جاهليت به آنها سوگند ياد مىكردند، پس خداى عزّ و جل گفت: (الآية). [١٣٤] شايد در آيه اشارهاى از جانب خدا به مردم باشد كه جايز نيست به آنها قسم ياد كنند، چه برآفريده روا نيست كه جز به آفريننده قسم ياد كند، و به اين امر در روايات تصريح شده است، چنان كه امام صادق (عليه السّلام) پس از تلاوت آيه گفت: «گناه كسى كه به آن سوگند ياد كند بزرگ است»، [١٣٥] و در اين دو آيه دعوت به طرد پندارها و اسطورهها در ايستار انسان نسبت به نجوم شده كه بيش از آنچه سودمند باشد مايه زيان براى علم است، و اين خود اهتمام اسلام را به علم نشان مىدهد، و دعوت جستجوگرانه را به آن، و نه چنان است كه بعضى گمان مىكنند يا از پيش خود چنين تصورى دارند كه آن معارض با علم و تمدن است.
[٧٧- ٧٩] پس از تمهيد مقدمه ياد شده درباره قسم، وحى به صراحت درباره آن حقيقت/ ٤٥٤ بزرگ با ما سخن مىگويد كه هدف از قسم بزرگ همان بوده است.
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ «همانا آن قرآنى گرامى است.»
[١٣٣] - مجمع البيان، ج ٩، در تفسير آيه.
[١٣٤] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٢٥.
[١٣٥] - همان جا.