تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٧ - شرح آيات
نمىگويند»، [٤٦] كه لغت اهل بهشت است، و عروبت مخصوص زنان خندانى است [٤٧] كه در هنگام خنديدن دندانهاى ثناياشان آشكار مىشود، و بشاش بودن جزئى از زيبايى زن به شمار مىرود، و راغب اصفهانى گفت: و امرأة عروبة يعنى زنى كه خود به خود عفيف بودن و دوست داشتن شوهرش را آشكار مىسازد. [٤٨] به قولى به معنى غنج و دلال و دلربايى است، در روايتى از امير المؤمنين (ع)/ ٤١٠ كه در توصيف غرفههاى فردوس گفت: «در هر غرفه هفتاد خيمه است، در هر خيمه هفتاد تخت زرين كه پايههاى آنها از مرواريد و زبرجد است (بنا بر اين تخت بلند است) و پيوسته به زينهاى از زمرّد، و بر هر فرش چهل بستر و ستبرى هر بستر چهل ذراع، و بر هر بسترى همسرى از حور العين عربا اترابا» پس كسى گفت: يا امير المؤمنين! از عروبت به ما خبر بده، و او گفت كه: «زنى است دلربا، خرسند، شهوتانگيز كه هفتاد هزار غلام و هفتاد هزار كنيز دارد و سفيد چهره كه بر سر تاجى از مرواريد و بر گردنهايشان دستمالهايى و در دستان خود صراحى و ابريق دارند». [٤٩] در اتراب چند گفته است: على بن ابراهيم آن را به معنى داراى دندانهاى برابر دانسته است، و به قولى: مثل هم، و رسول (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به ام سلمه گفت: «خدا آنان را زاده شده با هم و برابر با يكديگر آفريد». [٥٠] معنى آشكارتر و فراگيرتر چنين است: آنان در ظاهر بدنها و در آفرينش و رفتار و جنبههاى روانى با همسران مؤمن خود هماهنگى دارند.
براى حرف لام در «لأصحاب» دو وجه است: يكى آن كه آنان را مستقيما به ما قبل آنان اتصال مىدهد و معنى مىشود: همسالى با آنان، و ديگرى
[٤٦] - تفسير القمى، ج ٢.
[٤٧] - المنجد، ماده عرب.
[٤٨] - مفردات راغب، ماده عرب.
[٤٩] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢١٨.
[٥٠] - همان كتاب، ص ٢١٩.