تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٧ - شرح آيات
[٢٥- ٢٦] پس از راحتى تن، سياق از چيزهايى سخن مىگويد كه مايه آسايش و آرامش قلب است: نخست از افتخار نفس به گذشته خود و حسن انتخابى كه در سعى و تلاش خود كرده بود سخن مىگويد، و سپس از پاك بودن محيط بهشت از سخنان زشت و اين كه مردمان در آنجا يكديگر را به لقبهاى زشت نمىخوانند، و به يكديگر تهمت و افترا نمىزنند و براى سخن چينى به اين سو و آن سو روانه نمىشوند ياد مىكند، و ديگر اين كه همچون بعضى از مؤمنان كه چون در دنيا به يكديگر مىرسيدند مىگفتند: تو گناه كردى، به فلان كار پرداختى، فلان كار را ترك كردى، در بهشت از اين گونه سخنان شنيده نمىشود.
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً «سخن بيهوده و باطل در آن نمىشنوند.» از غيبت و تهمت و نمّامى.
وَ لا تَأْثِيماً «و نه نسبت دادن گناه را».
چند روزى را در دنيا زخم زبان را با شكيبايى تحمل كردند، و در برابر تبليغات زشت بوقهاى شياطين گرفتار شكست نشدند، و در نتيجه به آرامشى پردامنه در يك زندگى گوارا دست يافتند.
چون درباره سببهاى بدبختى در دنيا بينديشيم، خواهيم ديد كه آنچه در ميان آنها از همه بيشتر جانكاه و دردآور است، زهر و زخم زبانهاى هرزه است كه اثرى از آنها در بهشت ديده نمىشود. براى چه؟ براى آن كه چنين زبانها سخنگوى قلبهاى آكنده از حسد و كينه و عقده است، و بهشت از همه اينها پاك و پاكيزه است، و خدا/ ٤٠٠ از دلهاى ساكنان آن كينه و طمع و حرص را همچون دردها بيرون رانده و نعمتهاى فراوان خود را بر آنان ارزانى داشته و عوامل بيهوده گويى و دم از گناه زدن را از ميان برده است.
إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً «مگر گفتن سلام و سلام.» خطهايى كه مردم دنيا را در ميان گرفته و سبب مبارزهها و دشمنيها و ترس و اضطراب و دورويى مىشود، در بهشت وجود ندارد، و هر چه در آن است مايه آرامش و آسايش خاطر و اطمينان و ايمنى است، و اين نعمتهاى ظاهرى ناگزير در