تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٣ - شرح آيات
بپاشند و پراكنده شوند، آيا تكيهگاهى براى پيروان ما ديگرى كه با ارزشها مخالفت مىكردند، و با اعتماد بر كاينات موجود به تكذيب حق مىپرداختند، از خاكى كه از آن چيزهاى بيرون مىآوردند يا در آن چيزى كشت مىكردند يا بر آن بناها مىساختند، و كوهها و همانندهاى آنها از سنگ و آهن و جز آن باقى مىماند كه به آن اعتماد كنند؟
وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا «و كوهها بركنده شوند بركنده شدنى.» آيا ديدهاى كه مار چگونه بر زمين راه مىرود، كه گويى در آن ذوب مىشود، و آيا آب را ديدهاى كه چگونه در رستنهاى تشنه پراكنده مىشود؟ آيا ديدهاى كه جامه كهنه چگونه پارههايش از يكديگر جدا مىشود، كوههاى بلند لنگر افكنده به همين صورت در هر جهت پراكنده مىشوند، بدانگونه كه پشم و پنبه زده در برابر تند باد چنين مىشوند.
[٦] چون كوهها بركنده شوند، به همانگونه در فضا پراكنده مىشوند كه غبار كنده شده از زمين با سم چارپايان چنين مىشود و به حركت خود ادامه مىدهند.
فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا «و به صورت غبارى پراكنده درمىآيند.» بعضى گفتهاند كه: هباء شعاعى است كه از سوراخى وارد جايگاه تاريكى مىشود و به صورت غبار دارد، و ممكن است نيروى جاذبه از بين برود و در نتيجه سنگها استحكام درونى خود را از دست بدهند و به ذرات خردى تبديل شوند، و شايد چنان تلاشى پيدا كنند كه شرارههاى برخاسته از آتش، و چون بر چيزى قرار گيرند آن را چيزى نيابيم كه تفسير ديگرى براى كلمه هباء است.
/ ٣٨٧ و گفتهاند كه: منبث يعنى پراكنده، چنان كه پروردگارمان گفت
وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ «و پراكند در آن از هر گونه جانور»، [٤] و حال كوهها در واقع منعكس كننده واقعيت اعمال كافران است و آنچه در دنيا به آن اعتماد داشتند
[٤] - البقرة/ ١٦٤، لقمان/ ١٠.