تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٥ - شرح آيات
پروردگار خويش بر متكاهاى حرير و در ميان انواع ميوههاى رسيده در دسترس، خطاب را متوجه ثقلين مىسازد و مىپرسد: به چه سبب اين نعمتهاى ربانى را تكذيب مىكنيد؟
/ ٣٥١ بدينگونه پس از ياد كرد از هر نعمتى از نعمتهاى آخرت اين پرسش مىآيد تا ما را به ضرورت ستايش و سپاس كردن از نعمتهاى دنيا در هنگام مقابله با هر خير و نعمت هدايت كند
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ [٥٦- ٥٧] فِيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌ «در آنها زنان محدود نظرى وجود دارد كه پيش از ايشان انس و جنّى با آنان همخوابگى نكرده است.» در المنجد آمده است: «الطمث مصدر و به معنى ناپاكى و فساد است»، [١١٠] و خون حيض را به سبب فساد آن طمث مىنامند، و چون بكر بودن رمز پاكى و عفت در نزد زن است، شكسته شدن مهر بكارت و بيرون آمدن خون از او دليل فساد و پايان پذيرفتن بكارت او به شمار مىرود، و در اين شك نيست كه هر مردى به زن باكره براى همسرى بيش از آن تمايل دارد كه به زنى غير باكره، و حوريان هر جنت براى صاحب آن آفريده شدهاند و هيچ يك از آفريدگان پيش از همسران موعود ايشان با آنان نزديكى نكرده و طاهر بر جاى ماندهاند.
ولى چرا خدا گفت وَ لا جَانٌ؟ شايد بدان سبب باشد كه بهشت به مؤمنان از جنّ و انس هر دو اختصاص دارد، و بدين گونه تأكيد شده است كه هيچ يك از آن دو گروه پيش از همسر آينده و موعود وى با او نزديكى نكرده و از اين روى طاهر و پاك است، و از اين روى تأكيد كرده است كه شيطان پيوسته نسبت به زن وسوسه مىكند و از طريق خيال به تحريك شهوات او مىپردازد، و مخصوصا در هنگام بلوغ اين وسوسه شدت بيشترى پيدا مىكند، تا آن زمان كه بكارت وى به
[١١٠] - المنجد، ماده طمث.