تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٢ - شرح آيات
بلايى برسد كه به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح رسيد، و زمان قوم لوط نسبت به زمان شما چندان دور نيست»، [٥٧] داستان قرآنى براى سرگرمى و وقت گذرانى نيامده است، بلكه براى آن نازل شده است كه سنتهاى زندگى را كه در پيرامون ما جريان دارد بر ما مكشوف سازد، پس گاه اشاره سبزى مىدهد كه مايه ترغيب و تشويق او شود، و گاهى ديگر اشاره سرخى در ميان دستهاى او قرار مىدهد كه مايه ترس و بيم او شود، و او/ ٢٥٩ مىبايستى كه در ميان آن و اين راه خود را به سوى حق و سعادت پيدا كند، اما اگر بر حوادث تاريخ و عبرتهاى آنها سرسرى بگذرد، يا براى شخص خود با تفكرى بهانهتراشانه و توجيهگرانه، همچون برترى نژادى يا فدا شدن فلان كس به خاطر رستگارى من و نظاير اينها، رسيدن به كيفر را مستبعد بداند، يا بر غرور نفس و پندارها و هواهاى آن اعتماد كند، به زودى خود را مواجه با سرنوشت گذشتگان رو به رو خواهد يافت كه در دنيا و آخرت گرفتار آن شده بودند، و هرگز آرزوها پندارهاى خود را درباره حقيقت واقع تغيير نخواهد داد، ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ «اين است پندار كسانى كه كفر ورزيدند، پس واى بر آنان كه كافر شدند از آتش». [٥٨] چگونه است كه ديگران، با ديدن گذشتگان كه پس از تكذيب گرفتار چه بلاهايى شدند، باز هم رسالت را تكذيب مىكنند؟! آنان از آن روى رسيدن عذاب را به خودشان دور و مستبعد مىدانند كه به يكى از اين دو امر تكيه و اعتماد دارند
اولا: فرهنگ توجيهى و مبتنى بر عذر تراشى، و آشكارترين آنها در زمينه تكذيب به رسالتها اعتماد به برترى نژادى و نظريه فدا است، و لذا چنين است كه انسان در آن هنگام كه حقى را تكذيب و آن را طرد مىكند، از لحاظ درونى و در برابر ضمير خويش، و از لحاظ خارجى و در برابر ديگران، به دنبال عذر و بهانهاى مىگردد كه با آن ايستار تكذيبى خود را بر حق و پسنديده جلوه دهد، و از آن مشروع
[٥٧] - هود/ ٨٩.
[٥٨] - ص/ ٢٧.