تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٦ - شرح آيات
آنان در كارها و گفتههاى او الهامبخش ويند، و كسى است كه خدايان او را گرفتار شرّى كردهاند، چنان كه پيش از آن درباره هود (ع) چنين گفته بودند كه
إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ «چيزى نمىگوييم مگر اين كه بعضى از خدايان ما تو را گرفتار شرّ و بدى كردهاند»؛ و شاعر چيزى را احساس مىكند كه ديگران احساس نمىكنند، و از خدايان يا نيروهاى ديگرى همچون جن الهام مىگيرد، و ساحر و جادوگر كسى است كه از شياطين يا عفريتها مدد مىگيرد يا آنها را مسخّر خود مىسازد، اما رسول (ص) از طريق وحى با خداى آفريدگار آفريدگان اتصال دارد و اعتماد وى بر او است.
قرآن از آن نظر اين تهمتها را ثبت كرده است تا، از يك طرف، بازتابى از طبيعت جريانى كه رساليان بر آنند، در سراسر تاريخ بوده باشد، و از طرف ديگر اعتراف دشمنان را به بعضى از نواحى/ ١١٩ شخصيت رسول (ص) براى ما بيان كند، چه آنان با اين اتهامات به صورت ضمنى به قوت و تأثير او در مردم اعتراف كردهاند، از آن جهت تهمت كاهنى راستگويى او را منعكس مىسازد، و تهمت ديوانگى بازتابى از شجاعت او است، و تهمت شاعرى منعكس كننده بلاغت و نيروى قانع كردن او، و تهمت جادوگرى تأثير عملى او را در اجتماع آشكار مىسازد، چيزى كه هست آنان با اين نامگذاريها عمل قصد آن داشتند كه ضربه به شخصيت او بزنند، و حقيقت را واژگون جلوهگر سازند تا چنان شود كه هيچ كس تحت تأثير او قرار نگيرد.
[٣٠- ٣١] حيرتى كه مشركان و كافران گرفتار آن شده بودند، و عدم ثبات آنان بر يك تهمت، دليلى آشكار بر آن است كه ايشان در ارزيابى رسالت و شخصيت او از گمانهاى خود پيروى مىكردند نه از عقل، و اين دليل بر آن است كه رسول (ص) حركت تازهاى آورده بود كه نمىتوانستند تفسير و تأويلى براى آن پيدا كنند، و متهم ساختن او به شعر پس از كاهنى و ديوانگى- با آن كه شعر در نظر اعراب از لحاظ فرهنگى بالاتر از آن دو تاى ديگر بوده است- دليلى بر آن است كه ديگر عربها جنون و كاهنى را جدّى نمىگرفتند.