تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧١ - شرح آيات
جا به جا شدن را معبّد [٤٨] مىگويند، و به نظر من اصل معنى عبوديت خوارى و خضوع نيست كه چنان گفتهاند، على رغم آن كه خوارى و خضوع از لوازم آن است، بلكه شايسته بودن چيزى براى بهره بردارى از آن است، يا به تعبيرى ديگر: موجود نبودن چيزى است كه مانع بهره بردارى از آن باشد، و به همين جهت گفتهاند سفينة معبّدة يعنى كشتى در زير فرمان، و راهها را از آن روى معبّد مىگويند كه از سوراخها و لغزشگاهها تهى است، و گرنه همه زمينها خاضع و خاشع و خوارند، پس چرا به صفت معبّده معرفى نمىشوند؟ و برده را از آن روى عبد مىخوانند كه از فرمانبردارى خواجه خود امتناع نمىورزد، و بدين گونه اصل معنى كلمه اطاعت و تسليم است.
پس معنى عبادت خدا و ابعاد آن چيست؟ در اين باره حقايقى وجود دارد كه بايد آنها را بشناسيم تا چيزى از عبادت خدا دستگير ما شود.
/ ٧٢ اولا: كسانى كه نسبت به جز خدا خشوع مىكنند، و هواهاى خويش را خداى خود قرار مىدهند، يا به پرستش طاغيان و مترفان مىپردازند، يا نژاد و سنتهاى موروثى را تقديس مىكنند، از هدف آفرينش دورند، بدان سبب كه عبادت و پرستش خدا آزاد شدن انسان از پرستش شركايى براى خدا است، و شايد در آيهاى كه پس از اين مىآيد اشارهاى به همين معنى بوده باشد.
أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلًا «آيا كسانى كه كافر شدند چنان پنداشتند كه بندگان مرا، سواى من به خدايى گيرند، و ما جهنم را همچون منزلى براى كافران آماده كردهايم». [٤٩] و گفت سبحانه و تعالى يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ «اى مردم، نعمت خدا را بر خودتان به ياد آوريد، آيا آفرينندهاى جز
[٤٨] - القرطبى، ج ١٧، ص ٥٦.
[٤٩] - الكهف/ ١٠٢.