تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٥ - شرح آيات
ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ «هيچ چيزى را كه بر آن مىگذرد برجاى نمىگذارد مگر اين كه آن را به صورت چيزى خرد شده و پوسيده درآورد.» گفتهاند كه: رميم از رمّة مشتق است كه معنى استخوان كهنه و پوسيده دارد، و ريسمان كهنه و پوسيده را رمّة گويند، و رمّ كاهى را گويند كه بر زمين ريخته باشد، و بعضى رميم را خاكستر معنى كردهاند، و بعضى ديگر آن را خردههاى خشك شده گياه دانستهاند، و بعضى ديگر آن را خاك كوفته و گرد شده دانستهاند، و ابن عباس گفت: همچون چيزى كهنه و هلاك شده.
به نظر من اين كلمه حكايت از نابودى چيزى دارد، كه اگر ساختمان باشد به معنى ويران شدن آن است، و اگر استخوان باشد شكستن و خرد شدن، و اگر خاك باشد همچون خاكستر شدن آن كه هيچ حياتى در آن وجود ندارد، و اگر اين تفسير درست باشد، بايد گفت كه آن سرزمين هرگز شايستگى براى بازگشت زندگى به آن را ندارد، و اين عاقبت طغيان و چالش كردن ايشان در برابر رسالتهاى پروردگارشان بود.
[٤٣] از جنوب جزيرة العرب تا شمال آن كه قبايل ثمود در منطقه حجر آن زندگى مىكردند، همين قصه را مىخوانيم، و به همين عبرت مىرسيم، و حقيقت مسئوليت و جزا تجلّى پيدا مىكند.
به رسالتها كافر شدند، و از رسول خود فرمان نبردند، و شتر را پى كردند، و سه روز به آنان مهلت داده شد، پس قدرت فرار پيدا نكردند، و آنچه به آن شرك مىورزيدند به يارى آنان برنخاست، و از حيله برايشان كارى برنيامد، بلكه با صاعقه به بدترين صورت هلاك شدند ... و بدين گونه در ثمود نيز آيت آشكارى پديد آمد.
/ ٥٦ وَ فِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ «و در ثمود در آن هنگام كه به ايشان گفته شد كه تا مدتى معين بهرهمند شويد.» گفتهاند كه: آن مدت معين عبارت از سه روزى است كه به ايشان مهلت